( چرا واژه های مشترک مازندرانی و سنسکریت فراوانند ؟) چهل واژه مازندرانی و مطابقت آن ها با سنسکریت
در کتاب “مازندرانی و سنسکریت کلاسیک ” به
دسته بندی مقالات
هر آنچه میخواهید جستجو کنید:
پربازدید تزین مقالات
در کتاب “مازندرانی و سنسکریت کلاسیک ” به
درویش علی کولاییان مقدمه : تمدن در
درویش علی کولاییان سال ها پیش (
در دانشگاه های کشور ، هنوز هم به
مِزاجِ دَهْرْ تَبَهْ شد در این بلا
خانه » مازندران و تاریخ » صفحه 2
معنای واژه تپور را ، درارتباط با اصطلاحات کهن در زبان مردم باید جُست و قبل از هر چیز توجه به آئینی باید داشت که در قرون اولیه قبل از میلاد ، با ورود شالیکاران مهاجر به بخشی از شمال ایران ، جایی که بعدها مازندران نام گرفت، اشاعه پیدا کرد . شاخص ترین مراسم متعلق به آن آئین ، نوعی ریاضت و مشارکت همگانی درایجاد تپه های خاکی گنبدی شکل بود که گاهی با ابعادی عظیم ساخته می شدند . . در مازندران به ویژه در حوزه تجن این تپه ها موسوم به ” دین ” بوده مردم هنوز چنین نامی را برای آن ها قائلند . دین ، نام تپه های خاکی گنبدی شکل ساخته انسان که به طور پراکنده در مازندران و به ویژه اطراف ساری و در مکان های مختلف وجود داشته است اما با ظهور عصر ماشین و به کمک بولدوزر و لودر ، بسیاریشان منهدم و به اصطلاح تسطیح شده اند . هنوز توضیح درستی از چگونگی ایجاد این آثار کهن و باستانی ،از سوی مورخان و باستان شناسان ایرانی در
کولا مقدمه : نگارنده در نوشته های متعدد خود توجه خوانندگان را به این نکته جلب می نماید که مازندرانیان وارث فرهنگی باستانی از مردمانی مهاجرند و همانگونه که بار ها اشاره نموده ایم مردم مهاجر در زمان سلوکیان وقدرت گرفتن اشکانیان از شمال شبه قاره هند به نواحی جنگلی شمال ایران آمدند . آنها از تمدن برخوردار و برهمنان در میانشان قشری با فرهنگ بوده اند و زبان رسمی شان سنسکریت کلاسیک بوده است. گفته ایم آن ها به مدد ابزار آهنی پیشرفته و برخورداری از دانش آبیاری ، اراضی جنگلی بکر و دست نخورده را بر اساس تجربیاتشان در شمال هند به کشتگاه ها و به برنجزار ها بدل نمودند . در گوشه گوشه مازندران و در شمال ایران هنوز یادگارانی را می توان ذید که نشانه ها از این رویداد بزرگند . فقط برای نمونه و مشتی از خروار در این نوشتار توجه خوانندگان را معطوف به
دیلم ، دیلمان و دیلمی به ویژه واژه دیلم همراه گیل ( گیل و دیلم ) در متون تاریخی و در نوشته ها،فراوان تکرار می شوند . با وجود همه این ها ، دیلمان امروز فقط شهر کوچکی در شمال ایران نزدیک سیاهکل ، واقع در ناحیه ای مرتفع است . ریشه نام دیلم و دیلمان به زمان های بسیار دور بر می گردد و به مازندران و گیلان باستان میرسد . چنین بر می آید که یک ویژگی ، مردمان دیلم را از آغاز با مردمان گیل متمایز می ساخت . خواهیم دید آن ویژگی ، نذر ی و شیوه به جای آوردن نذری، مطابق رسم و رسومی برآمده از آیین ، در قرون اولیه پیش از میلاد است. دیلم ، دیلمان و دیلمی به ویژه واژه دیلم همراه گیل ( گیل و دیلم ) در متون تاریخی و در نوشته ها،فراوان تکرار می
زمانی که ایرانیان ترجمه پهلوی کلیله را پدید آوردند، قرن ششم میلادی است . این روشن ترین نشانه تاریخی از سرگذشت کلیله است . شرق شناسان در عین حال یک نشانه نادرست را هم همیشه درست انگاشته چون بسیاری از ما ، آن هند که برزویه نام می بَرَد را همیشه کشوری در شبه قاره هند تصور نموده اند . حال آنکه طبق قرائن ، مازندران باستان نیز روزگارانی نام هند برخود داشت ، اول به این دلیل که ساکنانش همه از نسلِ مهاجرانِ شمالِ کشور هند بوده با رضایت سلوکیان و حمایت اشکانیان به اقلیم جنگلی شمال ایران مهاجرت نمودند . آنها شالیکاران، دامداران ، بازرگانان و مردم برهمن و دیگر گروه ها بودند و تمدنی متفاوت با ایرانیان داشتند . برای آنها واژه دیو لقب بزرگان نیز بود . نهر ها و کشتزارها با نامهایی از زبان همان مردم هنوز هست و پابرجاست و بسیاری
در کف هر کس اگر شمعی بدی اختلاف از گفتشان بیرون شدی* بیش از یک هزار سال از آفرینش شاهنامه گذشت . این کتاب نه تنها یک شاهکار ادبی بلکه یک مرجع و یک منبع بسیار با اهمیتِ تاریخِ ایرانِ پیش از اسلام است . شاهنامه فردوسی امروز هم ، دست مایه شمار زیادی از نویسندگان است . شاهنامه پژوهان کوشیده اند و میکوشند راه تفسیر و یا تعبیر و یا گاهی هم تصحیح نسخ آن را در پیش بگیرند . تلاش این دسته از عالمان ، برایمان ارجمند است و ما آن را قدر می شناسیم اما آنجا که شاهنامه از مازندران سخن می گوید ، فقدان پژوهش های تاریخی سبب آن میشود که شاهنامه پژوه در آرای خود غالباً تصویری نادرست از مازندران باستان ارائه دهد . * مثنوی مولانا – قصه فیل در تاریکی
کارشناسان به اتفاق ، مبدا آمدن برنج به ایران را کشور هند میدانند . پرسش اینست که تکنیک نه چندان ساده کشت و کار برنج، کی و چگونه به مازندران رسید ؟ قابلیت های مربوط به آن آیا به تدریج شکل گرفت یا شالیکاران مهاجر رسم و رسوم کار را با خود به مازندران آوردند ؟ شواهد حاکی است که مهاجرت کشاورزانی از شمال شبه قاره هند به شمال ایران، پیامد اوضاع تازه بود . اوضاعی که در عصر سلوکیان واشکانیان بر ناحیه جنگلی شمال ایران، تاثیر خود را گذاشت . طی ده ها مقاله تاکنون نگاه ما به این موضوع و جوانب آن بود اما هدف این بار، بیانی است تا حد ممکن مختصر معطوف به مهاجرت و جابجایی مردمانی متمدن و شالیکار که در قرن های پایانی هزاره اول پیش از میلاد، از اقلیم جنگلی شمال هند به قلب جنگلهای شمال ایران آمدند ، همان که باعث
باور این نکته آسان است اگر بگوییم همه مورخان و نویسندگان جهان ، کلیله و دمنه را می شناسند و آنرا در جمع بزرگترین آثار در مقیاس جهانی به شمار می آورند . اما به واقع این شاهکار فرهنگی یعنی کلیله۱ به کدام سرزمین متعلق است ، ایران یا کشور هند ؟ باور این نکته آسان است اگر بگوییم همه مورخان و نویسندگان جهان ، کلیله و دمنه را می شناسند و آنرا در جمع بزرگترین آثار در مقیاس جهانی به شمار می آورند . اما به واقع این شاهکار فرهنگی یعنی کلیله۱ به کدام سرزمین متعلق است ، ایران یا کشور هند ؟ کلیله را به کشور هند نسبت می دهند چرا که مهمترینِ دلیل، نقل قول از زبان ایرانیان است. ایرانیان شهادت می دهند که آمدن این کتاب به ایران از کشوری بنام هند بوده است . اگر چنین است، چرا تا کنون نشانه یی از به
در اسطوره ها آمده است، ایرانیان خط را از مردمان دیو آموخته اند . خط و نوشتن ، از امتیازات اساسی فرهنگ محسوب گردیده ، ” دیومردم” نیز در نوشته ها و سروده ها به مازندرانیان اطلاق می شود : نخیزد زمازندران جز دو چیز یکی دیو مردم یکی دیو نیز (نظامی گنجوی ) زبان طعن آمیز پارسی گویان به هر دلیل که باشد،بازهم باید گفت که فرهنگ ایرانیان با فرهنگ مردم مازندران بستگی عمیق و پیوندی فوق العاده دارد . این پیوند را باید شناخت ، تاریخ پرفراز و نشیب ما نیازمند روشنگری است . سیاست در هر عصری ، تاریخ را به رای و به زعم خود روایت کرد ، بسیاری از مورخان ، به اقتضای سیاست و به میل سیاستمداران ،تاریخ را نوشته اند . راویان و مورخان آزاده نیز به آن نوشته ها تکیه می کنند و گاه ناراستی را در نمی یابند . ناراستی در
در این مقاله نظر پژوهندگان تاریخ مازندران را به چند واژه در زبان مردم مازندران که به لحاظ تاریخی با اهمیت محسوب می شوند جلب میکنم. این واژه ها عبارتند از : تتارستاق – دیوار وَز- عایشه کرگیل دِز – کلیجان رستاق – گَـگِه – گودار – لُوچُو ( ورزش کُشتی به شکل سنتی در مازندران ) – میروَزان به دو یا سه مورد از واژه های فوق پیش از این نیز اشاراتی آمده است . در این مقاله نظر پژوهندگان تاریخ مازندران را به چند واژه در زبان مردم مازندران که به لحاظ تاریخی با اهمیت محسوب می شوند جلب میکنم. این واژه ها عبارتند از : تتارستاق – دیوار وَز- عایشه کرگیل دِز – کلیجان رستاق – گَـگِه – گودار – لُوچُو ( ورزش کُشتی به شکل سنتی در مازندران ) – میروَزان به دو یا سه مورد از واژه های فوق
کتاب « کشف مازندران باستان » به قلم اینجانب و با تقریظ استاد دکتر منوچهر ستوده ، در ۳۲۴ صفحه قطع رقعی با جلد سخت، توسط نشر گلچینی منتشر گردید . محل ارائه کتاب درساری : فروشگاه قلم ، خیابان فرهنگ، روبروی استادیوم تختی. شماره تماس۳۳۱۱۱۶۴۰ – ۰۱۱
دسترسی سریع
مقالات پر بازدید
در کتاب “مازندرانی و سنسکریت کلاسیک ” به
درویش علی کولاییان مقدمه : تمدن در
درویش علی کولاییان سال ها پیش (
در دانشگاه های کشور ، هنوز هم به
طراحی شده توسط علیرضا مصطفوی