هفته پیش نامه یی از سوی عده کثیری از اقتصاددانان و جامعه شناسان ایران خطاب به دولت منتشر شد . چنین نامه ها ده ها سال است که از سوی اقتصاد دانان و جامعه شناسان منتشر می شود اما ، متاسفانه هرگز این کار ها به نتیجه یی ملموس نرسیده است . قصور از کدام سو است ؟ دولت ها را مقصر بدانیم که راه خود را می روند یا منتقدان را که شاید به عمق مساله پی نبرده اند و آن را به درستی مطرح نمی کنند . خاطر نشان کنم مردم ایران نیز بیش و کم از محتوای چنین نامه ها با خبرمیشوند اما از کنار آن بی تفاوت عبور می کنند و بازتابی در میانشان نیست . گره کار کجاست ؟
نگارنده با وجود محدودیت رسانه یی ، در دهه های اخیر در مقالات متعدد۱ و در کتابی که به نام او منتشر گردید۲ سعی نمود تا به این دشواری بپردازد . تلاشش این بود که نکات مورد نظر را ابراز، در رسانه ها نیزمنعکس نماید . همیشه او عامل سر در گمی را نبود درک صحیح از ظهور دورانی تازه میداند که کشورما ایران در آن به مسیری خطرناک افتاده است . این دوران و این اتفاق از دهه پنجاه خورشیدی آغاز شد و کماکان نیز ادامه دارد .این دوران ، جهانشمول نیست و فقط کشوری مانند ایران و بعد از ایران ، فقط چند کشور دیگر را شامل میشود . در تاریخ جهان و در دوران طولانی تاریخ ایران پیش از این تجربه یی از این دست پیشامد نکرده است .این تحول قبل از آن که در قامت یک پدیده اقتصادی یا سیاسی و یا در قامت یک پدیده فرهنگی خلاصه شود یک اتفاق بی سابقه در تاریخ تمدن است . تمدن بشر بر اساس جمع گرایی انسان ، تقسیم کار و توافق های اجتماعی صورت گرفت . مهمترین آن رکن اصلی تمدن یا همان رکن سیاسی است . در رکن سیاسی مهمترین فاکتور رابطه درست مالی جمعیت ، با گروه حاکم است . در نبود چنین ارتباطی هیچ کدام از تمدن ها در تاریخ قادر به ادامه حیات نبوده است . تامین هزینه دستگاه حاکم بر یک کشور همیشه از سوی مردم آن کشور است ، منبع در آمد دیگری جز مردم ، برای ادامه تمدن ها قابل تصور نیست .
در تمدن امروز ایران آیا این اصل بر قرار مانده است ؟ در پنجاه سال اخیر ، آیا مردم ایران در مقام تامین کننده اصلی مالیه برای حکومت باقی مانده اند ؟همه شواهد نشان میدهند از سال ۱۳۵۰ شمسی به این سو ،بر خلاف قاعده حاکم بر تمدن ها، مردم ایران با نا آگاهی تامین کننده اصلی مالیه برای دولت ها بوده اند .
دولت ها در ایران بر اساس قوانین جاری ، درآمدهای حاصله از نفت و گاز را که فقط بخش کوچکی از نیروی ملی کار، در آفرینش آن نقش بازی می کنند صرف بودجه های عظیم سالیانه خود می کنند که با کسری های هنگفت نیز همیشه همراه بوده است .
مردم و خانوار های ایرانی تا چه اندازه از این درآمدها که از کیسه آنها و از محل نفت و گاز ملی شده خرج میشود با خبر هستند؟ پاسخ مردم به این پرسش چیست اگر از مردم بپرسیم در این یا آن سال سهم سرانه خانوارتان که به صندوق دولت ریخته شد چه مقدار بوده است ؟
همه میدانیم هیچ آگاهی رسمی از بابت میزان این سرانه ، به خانوار مردم داده نمی شود . با شهامت باید گفت این قصور در قدم اول از سوی اقتصاددانان ما است که بدون احساس مسئولیت ، درآمدهای حاصله از نفت و گاز را همیشه بر اساس الگویی کهنه ، درآمد غیر مالیاتی دولت ها اعلام می کنند و در کار برد این اصطلاح نادرست هیچ گونه احتیاطی به خرج نداده اند . اگر غیر از این بود و درآمدهای بسیار هنگفت نفت و گاز، مالیات مردم به حساب می آمد بی گمان مردم حق داشتند تا ازعطیه سالیانه خانوارشان به دولت ،همیشه به کمک قبض و رسید با خبر شوند تا بطور حتم، طی دهه های طولانی که پشت سر گذاشته شد تاثیر گذار صحنه سیاست باشند .
آنچه که در ایران ما اتفاق افتاد به این معنا است که پایه اصلی مدنیت ، در دوران نوظهوری که بدان اشاره شد و در طول نیمی از یک قرن در هم شکسته شد . وقوع این بلیه یعنی بی ریشه ماندن و بی پایه شدن رکن اساسی تمدن امروز ایران که بدان اشاره شد ، همه چیز را بر باد خواهد داد و سرانجام به توحش می انجامد. چرا که توحش جز وحشت گروه هایی از مردم از گروه هایی دیگر نیست ، همه چیز موکول به رفع این نقیصه یعنی ترمیم رکن اساسی تمدن و اصلاح رابطه مالی دولت و مردم است .
فقط مردمند که می توانند ولی نعمت دولت ها شوند . به میان کشیدن پای ولی نعمتی دیگر حتی اگر مخلوق دست دولت باشد خطا است . مثل خلق درآمد های انبوه حاصل از استخراج نفت و گاز که به اعتراف دولت ها ، متعلق به مردم است اما چند و چون آن همیشه برون از آگاهی مردم به پیش می رود ، به راستی که این اتفاق ، تمدن بر باد ده است. ثروت نفت و گاز ایران میراث نقد مردم است که فقط بخشی کوچک از نیروی ملی کار درگیر تولید و تبدیل و یا حتی صدور آن مشغولند تا هزینه های عمده در امور حکومتی تامین شود . این ناترازی به این معناست که دولت در ایران در بیش از پنجاه سال اخیر برای عمده درآمدهای خود ، به قریب به اتفاق نیروی ملی کار اتکایی نداشته است .
.تعارضات امروز در ایران و همه ی قیل و قال ها برآمده از خرد شدن پایه اساسی مدنیت است ، این رویداد همانطور که گفتیم طی دورانی تازه از تاریخ ما که در نیمه های قرن چهارده خورشیدی از راه رسید اتفاق افتاد .
وابستگی مالی حکومت به مردم رکن اصلی تمدن هاست این رکن و این پایه از تمدن اگر برپا نباشد دموکراسی، صلح و آرامش، دور از دسترس است . دموکراسی شکلی والا از تمدن است که برپایه های استوار تمدن بر پا میشود .
همانطور که گفته شد ماهیت بحران فراگیر و طولانی در ایران که دهه پنجاه آغاز اوج گرفتن آن بود هنوز دامنگیر کشور است. شرح داده ایم که این بحران ، نتیحه شکست در رکن اساسی مدنیت یعنی وجود اختلال در رابطه مالی مردم با حکومت است( یعنی ناچیز شدن درآمدهای مالیاتی در مقایسه با درآمدهای نفت و گاز که بدبختانه به این شاخه از درآمد دولت ، اقتصاددانان ما غیر مالیات نام داده اند ).
دوران نوظهور که اشاره بدان شد برخلاف کشور ما ایران، درخاور میانه و در میان شیخ نشین های خلیج فارس که از نظر منابع نفت و گاز از غنای کافی برخوردارند ، پیشامد نکرده است . این مطلب راز مهمی را برایمان برملا می کند . به ما می فهمانَد که در مناطق مورد اشاره اگر که رکن سیاسی تمدن عقب مانده به نظر میرسد اما رکنی سالم و پا برجاست . در این کشور ها رکن سیاسی تمدن ، با تمدن دوران قاجار در ایران قابل قیاس است ، با این وجود مدنیت شان هنوز سالم به بقای خود ادامه میدهد . در این کشور ها به شمول عربستان سعودی ، ملی شدن نفت معنا و مفهومی قابل اعتنا پیدا نکرده است و حاکمان در عمل، و بر طبق سنت ، مالک مطلق العنان منابع زیر زمینی اند و مردم نیز به همین رسم قانع اند . شیوخ این ولایات در حفظ و حراست و بهره برداری منابع کوشایند و آن را به منزله ثروت شخصی عزیز میدارند و اینگونه با آن رفتار می کنند . شاهدیم دراین کشورها تمدن به لحاظ سیاسی گرچه عقب مانده اما با پایه هایی سالم هنوز پابرجاست و در سایه تمدن پا برجا ، مردم به ثروتی هنگفت و به صلح و آرامشی بی سابقه در جهان رسیده اند .۲۳ تیرماه ۱۴۰۴ – ساری
زیرنویس :
۱-“خواجگان اقتصاد ایران” – روزنامه اعتماد ۲۰ اسفند ۹۱ – “اقتصاد ایران راه ناگزیر” مازندنومه ۲۳ مرداد۱۳۹۶ – “ما بی خبرانیم ” مازندنومه ۱۸ مرداد۹۷ – “مدنیت ایران غوطه ور در بحران ” مازندنومه ۶ مرداد ۱۴۰۲ و ………و
۲- الگوی کهنه اقتصاددانان ما ( نگاه نادرست به درآمدهای نفت و گاز )– مجموعه مقالات درویش علی کولاییان انتشارات گلچینی ساری ۱۳۹۶