«وَرَنَ » ،«ورند » و « رینه » تاریخ پژوهی را جدی بگیریم
در دانشگاه های کشور ، هنوز هم به
دسته بندی مقالات
هر آنچه میخواهید جستجو کنید:
پربازدید تزین مقالات
در دانشگاه های کشور ، هنوز هم به
مِزاجِ دَهْرْ تَبَهْ شد در این بلا
معنای واژه تپور را ، درارتباط با اصطلاحات
مقدمه : همانطور که پیش از
در ایران گاو بومی مازندران و گیلان
خانه » ایران و نفت
با وجود تفاوت های تاریخی و جغرافیایی ، مردم دو کشور ایران و الجزائر که در اکثریت قاطع مسلمانند ، در نیم قرن اخیر با مشکلی مشابه روبرو بوده اند . اختلافات سیاسی ، هزاران نفر را در این دو کشور به خاک و خون کشید . شاهد بوده ایم بعد از وقوع اتفاقات و بیم اتفاقات که چون آتش زیر خاکستر است ، اکنون در ایران حکومت ، حکومت جمهوری اسلامی است و حکومت در الجزائر ، حکومت غیر دینی است . در ایران ، اکثر مخالفین حکومت، حکومت غیر دینی طلب می کنند و اکثر مخالفان حکومت در الجزائر به حکومت اسلامی فکر می کنند . ظاهرپیشامد ها متفاوت به نظر می رسند اما اصل مساله در هر دو کشور یکی است . پدیده یی که این دو کشور با آن دست به گریبانند در اصل و در بنیاد ، نه برخاسته از ایدئولوژی و نه برخاسته
جان تمدن چیست ؟ بشر صدها هزار سال بدون تمدن زندگی کرده است و از ظهور اولین تمدن ها فقط قریب به ده هزار سال گذشته است . هیچ تمدنی بدون جمعیتی انسانی و بدون گروه حاکم میانشان ، قابل تصور نیست . از ارکان تمدن ، رکن سیاسی آنست . جمعیت انسانی یا همان مردم ، گروهی از میان خود را برای حکمرانی ، در اداره امور پذیرا میشوند و هزینه لازم را در قالب مالیات یا باج و خراج به حکمرانان پرداخت می کنند . این داد و دهش ، پیوستگی مالی حکومت با مردم است . در واقع مردم ولی نعمت حکمرانان خود میشوند . بدون پشتیبانی مالی مردم از حکمرانان ، هیچ حکومتی و هیچ تمدنی برسر پا نمانده است . انسجام مالی مردم با حکومت شرط اساسی استقرار و بر قراری حکومت و برقرار ماندن تمدن است . این انسجام تا به آن اندازه اهمیت
درویش علی کولاییان اگر غزه را در نظر داشته باشیم این ،همان تمدنی است که دود شد ! آیا تمدن هایی دیگر در اطرافمان دود خواهند شد؟ امحا تمدن در گام اول گناه تمدن های دیگر نیست و تمامی تقصیر از جانب بیگانگان تحمیل نمیشود . مشکل از درون قد علم می کند . اما تمدن چیست ؟ نگارنده پیدایش و بقای تمدن را در گرو شکل گیری انسجام مالی میان مردم و حکومت می داند . بدون وجود انسجام مالی هیچ تمدنی بر سر پا نخواهد ماند . مردم سهمی از مال یا سهمی از ماحصل کار خود را به عنوان مالیات یا با هر عنوانی دیگر به دولت یا حکومت می دهند و آن را آگاهانه و مستقیم به صندوق حکومت واریز می کنند . آن وقت است که در آمد دولت با در آمد مردم ، انسجام پیدا می کند. این همبافتگی یا همان انسجام مالی است
کشورهای جهان که بیش از صدو شصت کشورند ،هرکدام مدنیت مربوط به خود را دارند و در تمدن خود زندگی می کنند . وقتی مثلاً صحبت از تمدن شرق و یا تمدن غرب میشود جوانب آن روشن نیست ، چرا که اصطلاح ” تمدن شرق” یا ” تمدن غرب ” حسب الظاهر برداشتی انتزاعی است و رکن سیاسی در آنها نا مشخص است . ولی اگر منظور “تمدن ” در یک کشور معین باشد ، وضعیت رکن سیاسی که از ارکان اساسی تمدن است، به روشنی قابل تشخیص میشود . معنای ” تمدن ” به اشکال گوناگون مطرح میشود از شهرنشینی گرفته تا معنا های دیگر که در متون مختلف روایت میشود . اما یک چیز مسلم است ، تمدن زمانی پایدار میماند ، که جمعیت قادر به دفاع از خود باشد. برای این مقصود تقسیم کار میشود، گروهی مدیریت و حکمرانی را بر عهده می گیرند و باقی جمعیت
هفته پیش نامه یی از سوی عده کثیری از اقتصاددانان و جامعه شناسان ایران خطاب به دولت منتشر شد . چنین نامه ها ده ها سال است که از سوی اقتصاد دانان و جامعه شناسان منتشر می شود اما ، متاسفانه هرگز این کار ها به نتیجه یی ملموس نرسیده است . قصور از کدام سو است ؟ دولت ها را مقصر بدانیم که راه خود را می روند یا منتقدان را که شاید به عمق مساله پی نبرده اند و آن را به درستی مطرح نمی کنند . خاطر نشان کنم مردم ایران نیز بیش و کم از محتوای چنین نامه ها با خبرمیشوند اما از کنار آن بی تفاوت عبور می کنند و بازتابی در میانشان نیست . گره کار کجاست ؟ نگارنده با وجود محدودیت رسانه یی ، در دهه های اخیر در مقالات متعدد۱ و در کتابی که به نام او منتشر گردید۲ سعی نمود تا
وجهی مشترک میان این چهار کشور وجود دارد ، آن وجه مشترک ، نارسایی فاحش منابع مالیاتی ، در پیش برد امور حکومتی است . منابعی هنگفت را این دولت ها از راههای غیر مالیاتی فراهم می آورند که به ظاهر منابعی از مالیه مردم نیست . به عبارت دیگر مالیه یی که این کشور ها به کمک آن اداره می شوند در اولین آن یعنی در غزه، بخش عمده اش با استفاده از کمک خارجی است . در دومی ، فروش نفت و گاز و چاپ و نشر اسکناس بی پشتوانه برای جبران کسری بودجه ، منابع لازم را برآورده می کند . در سومی فروش نفت و گاز، راه تامین منابع اصلی برای حکومت است . در آخرین و در چهارمین کشور کمبود منابع ، با فروش اوراق قرضه و افزودن بی حساب به حجم نقدینگی جبران میشود . این وضع طی دهه ها همچنان ادامه دارد .
از ذهن جامعه شناسان و اقتصاددانان ما هرگز خطور نکرد که ریشه بحران های لا ینقطع نیم قرن اخیر ایران عدول ما از تمدن است . مراد ما از تمدن ، معنای علمی آنست . همگان می پذیرند که رکن اساسی تمدن و شالوده اصلی آن ، رکن سیاسی است که مردم را با حاکمیت مربوط می کند . ارتباطی متقابل که در آن مردم هزینه می دهند و حاکمیت هزینه می کند . به اصطلاحی که امروز متداول است مردم خریدار تمدن می شوند . در بیعی که اتفاق می افتد مردم به ویژه آنان که مالیات مستقیم می پردازند ، از رقم بها در این معامله با خبرند . این ها که گفته شد در تمامی تمدن ها چه از نوع پیشرفته و چه از نوع عقب مانده ، جاری است . در صورت قطع جریان مالیه از سوی مردم ، قهراً هیچ تمدنی
مِزاجِ دَهْرْ تَبَهْ شد در این بلا حافظ ** کجاست فکر حکیمی و رای برهمنی ** پنجاه سال دست به گریبان بحران بی سابقه ای هستیم که ناشی از خلل پیش آمده در مبانی مدنیت ما مردم ایران است نه تنها در ایران بلکه در جهان ، این بحران بی سابقه است تا آنجا که ، در بایگانی تجارب ملل دیگر رد پایی از وقوع آن به چشم نمی خورد . بر اساس شواهد تنها پس از وقوع در ایران ، همین بحران در چند کشور دیگر نیز به وقوع پیوست و ناباورانه باید گفت کشور روسیه امروز نمونه یی از آن کشور ها است. این نوشتار مرثیه و نوحه برای دموکراسی نیست . اینگونه نیست و از قضا نگارنده در خیال خام دموکراسی سیر نمی کند بلکه در ماتم از دست رفتن مدنیت پیشا دموکراسی است . مدنیت پیش از دموکراسی برای ما ایرانیان تجربه قرن ها
رویدادی که شالوده مدنیت در ایران را به فنا کشاند ! بهمن ۱۴۰۱ – درویش علی کولاییان فراوانند میان ما آدم هایی که زیاد حرف می زنند، ماجرای سال ۵۷ را روشن نکرده ، رویداد های امروز را برایمان معنی می کنند . نه ماجرای امروز و نه ماجرا ی دیروز ، هیچکدام از زبانشان ، درست معنی نمی شوند . گویی که آنها طوفان در اقیانوس را به پرنده ها ربط می دهند ، یا که معلول شنای دسته جمعی نهنگ ها و ماهی ها تعبیر می کنند !! در مورد علت العلل بحران های اجتماعی اخیر ایران هیچ نمی گویند و چشمشان را به فنا شدن اصلی ترین بنیاد مدنیت در جامعه بسته اند ، فنا شدن بنیاد مدنیت جامعه ما ؛ همان رویداد است که سابقه آن به چندین سال قبل از انقلاب ۵۷ می رسد . متاسفانه بسیاری از کارشناسان اجتماعی و اقتصادی ، بی
اگر چشم بندی نیست پس چیست ؟ وقتی که رابطه مالی دولت و مردم مد نظر است به ویژه آنجا که مداخل ( یعنی تغذیه مالی حکومت توسط مردم )مطرح است و نه مخارج (یعنی هزینه ها توسط دولت یا حکومت ) ، صحنه به راستی تا چه اندازه شفاف است ؟ آنجا که دهش مردم به دولت و حکومت مطرح میشود موضوع تا چه اندازه شفاف است ؟ آیا مردم می دانند مالیه پرداختی شان به دولت مثلاً از سوی خانواری معین در سالی معین ، کدام حد و کدام اندازه است ؟ کدام اقتصاددان ایرانی را سراغ دارید به این پرسش پاسخ دهد ؟ در صفحه تلویزیون اقتصاددان خدابیامرزی را دیدم که اخیراً فوت شد . او خود را سوسیال دمکرات معرفی می کرد و در مصاحبه اش از دمکراسی سخن می گفت . با توجه به سابقه ای که از ایشان داشتم متوجه شدم و البته متوجه بودم ایشان چه اشتباه فاحشی از خود بروز می دهد
دسترسی سریع
مقالات پر بازدید
در دانشگاه های کشور ، هنوز هم به
مِزاجِ دَهْرْ تَبَهْ شد در این بلا
معنای واژه تپور را ، درارتباط با اصطلاحات
مقدمه : همانطور که پیش از
طراحی شده توسط علیرضا مصطفوی