تعداد بازدید : 144 بار

ایران و الجزائر و بحران اجتماعی همانند

 

با وجود تفاوت های تاریخی و جغرافیایی ، مردم دو کشور ایران و الجزائر که در اکثریت قاطع مسلمانند ، در نیم قرن اخیر با مشکلی مشابه روبرو بوده اند . اختلافات سیاسی ، هزاران نفر را در این دو کشور به خاک و خون کشید . شاهد بوده ایم  بعد از وقوع  اتفاقات و بیم اتفاقات که چون آتش زیر خاکستر است ، اکنون در ایران حکومت ، حکومت جمهوری اسلامی است و حکومت در الجزائر ، حکومت غیر دینی است . در ایران ، اکثر مخالفین حکومت، حکومت غیر دینی طلب می کنند و اکثر مخالفان حکومت در الجزائر به حکومت اسلامی فکر می کنند . ظاهرپیشامد ها متفاوت به نظر می رسند اما اصل مساله در هر دو کشور یکی است  . پدیده یی که این دو کشور با آن دست به گریبانند در اصل  و در بنیاد ، نه برخاسته از ایدئولوژی  و نه برخاسته از اختلاف منافع گروهی و حزبی  که اگر اینگونه بود ، شاید  تا کنون کار به سامان می رسید. مصیبت ،  ریشه در اقتصاد سیاسی این دو کشور دارد . اقتصادی بی سابقه در ایران و الجزایر که نوعاً ، فقط در چند کشورجهان ، در دهه های اخیر به منصه ظهور رسیده است . این اقتصاد بروز وضعیتی است که حاصل آن  ، دور شدن از تمدن است . به تعبیر ما ، مشکلی که در این دو کشور جاری است بد تر از فقدان دموکراسی است . مواجه شدن با تمدنِی  است که از جان تهی شده و تمدنی که  فقط کالبدش باقی است . کالبد بی جان تمدن و تعریف تمدن، در این مقاله مورد اشاره خواهد بود .

 

بحران الجزائر

جنگ داخلی الجزائر؛ سلسله وقایعی یی هولناک که در دسامبر ۱۹۹۱ آغاز شد . زمانی که دولت این کشور پس از مشخص شدن دور اول انتخابات که طرفداران حکومت اسلامی در آن برنده شدند ، ظاهراً به خاطر ترس و نگرانی از برچیده شدن دموکراسی ، انتخابات را لغو کرد . با تحریم اسلامگرایان توسط حاکمان و به دنبال دستگیری هزاران تن ، چریک های اسلام گرا به سرعت در صحنه ظهور پیدا می کنند و مبارزات مسلحانه را ضد دولت و هواداران دولت آغاز می کنند . برآوردها حاکی است جنگ داخلی منجر به کشته شدن یکصد و پنجاه تا دویست هزار نفر شد . سرانجام جنگ داخلی با پیروزی دولت و تسلیم شدن جماعت مسلح اسلامی در سال ۲۰۰۳ به پایان رسید . گرچه اندکی بعد از آن  نیز درگیری ها هنوز ادامه داشت .

بحران در ایران

سقوط دولت شاه در ایران قدری زودتر ازجنگ داخلی الجزائر اتفاق افتاد و نتیجه آن در ۱۹۷۹  ، پیروزی اسلامگرایان بر حاکمیت سکولار و غیر دینی شاه بوده است . کشته شدن مردم در این تحول در مقایسه با تعداد کشته ها در جنگ داخلی الجزائر بسیار کمتر بود شاید این  ، به دلیلِ خروج زودهنگام شاه از کشور و در سوی دیگر ، کیفیت رهبری مخالفان بوده است  . اما در طول حکومت اسلامگرایان در ایران که تا امروز ادامه دارد در اعتراضاتی که به تواتر اتفاق افتاد بسیاری کشته شدند . در آخرین اعتراض بنا به گفته مقامات رسمی در ایران چندین هزار نفر به خاک و خون کشیده شدند گرچه  مخالفان،  این تعداد را بسیار بیشتر اعلام می کنند . در آخرین اعتراضات  که در سال جاری اتفاق افتاد ، رهبری معترضان به عناصر سکولار نسبت داده شد .

اقتصاد سیاسی

گفته میشود ، مباحثی که امروزه در علم اقتصاد مورد بررسی قرار می گیرد اغلب تحت عنوان اقتصاد سیاسی است  و نیز گفته میشود اقتصاد سیاسی ،  قوانین مربوط به تولید و توزیع درآمد و ثروت است .

آنچه که مشخص است هم در ایران و هم در الجزائر از دهه های پایانی قرن بیستم تا امروز ، تولید و توزیع ثروت نفت و گاز ،موضوعی فوق العاده با اهمیت است . این ثروت عظیم که متعلق به مردم (ملی شده ) است ، در این دو کشور به  دست دولت  اداره میشود و دارای  ابعاد استثنایی است . چنین وضعی  فقط در معدودی از کشور های جهان مشاهده میشود . آنچه که ویژگی ایران و الجزائر را در این میان بیشتر می کند سهم عمده درآمدهای حاصله از نفت و گاز برای تامین قدرت مالی حکومت است . متوسط  این درآمد ها در دهه های اخیر از شصت در صد منابع مالی دولت ها بیشترشده است .  درآمد نفت و گاز ایران و الجزائر به طور رسمی متعلق به مردم است اما همه این درآمد ها  به توسط دولت هزینه میشود . جایی که مردم حتی از مقدار و اندازه  سهم  هنگفت خود از نفت و گاز که همه ساله  به صندوق دولت یا به خزانه ریخته میشود ، بی خبر نگهداشته میشوند .

در ایران و الجزائر ، فوران فوق العاده درآمدهای نفت و گاز ، دهه ها پیش ، درایران از پنجاه واندی سال پیش آغاز شد . حجم منابع نفت و گاز و میزان بهره برداری از آن ،در ایران بسیار بیش از الجزائر است اما با احتساب جمعیت ، سرانه این ثروت در دو کشور نزدیک به یکدیگر است . جمعیت امروز ایران هشتاد و چند میلیون نفر و جمعیت امروز در الجزائر چهل و چند میلیون نفر است .

در ادامه آنچه که خواهد آمد کاوش علمی ما در معرفی ریشه اتفاقات است . این کاوش تحت عنوان ” کالبد بی جان تمدن ” .پیش تر به شکلی جداگانه تقدیم خوانندگان شده است .

 

 

کالبد بیجانِ تمدن ! جان تمدن چیست ؟

بشر صدها هزار سال بدون تمدن زندگی کرده است و از ظهوراولین تمدن ها فقط قریب به ده هزار سال گذشته است . هیچ تمدنی ، بدون جمعیتی انسانی و بدون گروه حاکم میانشان ،  قابل تصور نیست .

از ارکان تمدن ، رکن سیاسی است . جمعیت انسانی یا همان مردم  ، گروهی از میان خود را برای حکمرانی ، در اداره امور پذیرا میشوند و هزینه لازم را در قالب مالیات یا باج و خراج به حکمرانان پرداخت می کنند . این داد و دهش ، پیوستگی مالی حکومت با مردم است . در واقع مردم ولی نعمت حکمرانان خود میشوند . بدون پشتیبانی مالی مردم از حکمرانان ، هیچ  حکومتی و هیچ تمدنی برسر پا نمانده است . انسجام مالی مردم با حکومت ، شرط اساسی استقرار و بر قراری حکومت و برقرارماندن تمدن است . این انسجام تا به آن اندازه اهمیت دارد که  ما در توصیف ، آن را “جان تمدن”  نامیده ایم .

تمدن بی جان

  گفته ایم انسجام مالی  بین مردم و حکومت جان تمدن است. می پرسیم  آیا در ایران انسجام مالی دولت و مردم طی پنجاه اندی سال اخیر ، شیرازه اش از هم گسیخته نیست ؟  واقع بین باشیم خواهیم دید در پنجاه و اندی سال گذشته در ایران ، خزانه دولت رسماً و بطورعمده با مالیه یی پر میشود که حسب الظاهر از کیسه مردم نیست . نفت و گاز که ثروتی نقد محسوب می شود منبع و سر چشمه اصلی منابع مالی برای دولت و حکومت شده است . اگر دقت کنیم شهادت خواهیم داد این درآمد با درآمدهای معمول دولت ها،  بسیار بسیار متفاوت است .

اولاً   در پنجاه و اندی سال اخیر در ایران ،  در آمد مالیاتی دولت بطور متوسط به اندازه فقط بخشی از درآمدهای حاصله از نفت و گاز بوده است .

ثانیاً  در پنجاه و اندی سال اخیر ، مجموع درآمدهای حاصله از دیگر منابع و مخازن طبیعی برای دولت ایران ، نظیر مس ، طلا ، نقره و آهن و …. رویهم معادل با بخشی کوچک از درآمدهای حاصله از نفت و گاز شده است .

ثالثاً  به دلیل آن که فقط کسری کوچک از نیروی کار کشور در نفت و گاز مشغولند ( کمتر از یک در صد ) . می بینیم کار این بخش کوچک ، پشتوانه اصلی مالیه دولت وحکومت شده است نیز مشاهده می کنیم وابستگی دولت به بخش اصلی یا قریب به اتفاق نیروهای ملی کار ناچیز، تاثیر اراده سیاسی این نیرو ها بر سیاست دولت همیشه در حدی ضعیف باقی مانده است ،  میدانیم اراده سیاسی نیروی کار پیکره اصلی اراده ملی است  .

رابعاً  ملی بودن نفت و گاز حسب الظاهر به معنای تعلق درآمدهای نفت و گاز به مردم است اما در قانون و در عمل ، دولت و حکومت در هزینه کرد این در آمد صاحب اختیارشده است .اشکال اینجاست که آحاد مردم و خانوارهای ایرانی از میزان و مقدار سهم خود که هرسال به صندوق دولت یا خزانه واریز میشود با خبر نمیشوند .

کاستی مهمی که در واقعه ملی شدن نفت پیش آمد ودر پنجاه و اندی سال اخیر بسیار با اهمیت شده، عدم توجه به سهم خانوار و عدم صدور قبض و رسید برای خانوار ایرانی به ازای  سهم هر کدام است . منظور سهم هر خانوار از در آمد شرکت ملی نفت ایران به ازای هر سال است . این نقصان از تعریف غیرعلمی ، نادرست و قدیمی از درآمدهای نفت و گاز مایه گرفته است ،همان تعریف که جای آن ، باید تعریفی تازه و مناسب با  دوران امروز بنشیند . تعریفی که از دیرباز مصطلح است بایستی منسوخ شود  . اصطلاح  ” درآمد غیر مالیاتی ” برای معرفی در آمدهای نفت و گاز  در ایران ، بایستی  از سوی اقتصاددانان مردود شمرده شود .

با وجود ملی شناختن نفت و گاز و تعلق آن به مردم ، مردم از پرداخت بسیار بسیار هنگفت خود از این درآمد به دولت بی خبرند ، این بی خبری ده ها سال ادامه داشته و هنوز ادامه دارد .

در سایه بی خبری مردم از مشارکت بسیار مهم شان با دولت ، معامله یی باطل شکل گرفته ،  انسجام مالی مردم با حکومت با اختلال روبرو گردید و دولت به استقلال مالی خود از مردم روی آورد . حال آن که در صورت آگاه شدن مردم از سهمیه سالیانه ، استقلال مالی دولت از مردم رنگ باخته  و خنثی میشود و انسجام مالی مردم با حکومت برقرار می ماند  . در نبود چنین انسجامی ، در پنجاه واندی سال اخیر ،  به تعبیری که ارائه شد ، ما ایرانیان در کالبدی بی جان از تمدن به زندگی ادامه داده ایم . چنین وضعی  پیش تر در تاریخ ما ، پیشامد نکرده و پیش از ما  در پیشینه هیچ کشوری نیز، چنین اتفاقی رخ نداده است .

تمدن بی جان ، بیرون شدن از تمدن و منجر به توحش است . توحش به معنای وحشتِ دسته یی از مردم از دسته یی دیگر است . حال آن که ، حتی در بدترین حکومتهای استبدادی ، تمدن شانس ادامه پیدا می کند . مثلاً در عصر فراعنه ، طی هزاران سال حکومت استبدادی ، تمدن به حیات خود ادامه داد  . در نبود تمدن و یا شکل گیری تمدنی بی جان ، جز توحش حاصل کار نمی شود   .

 

دموکراسی

اشاره به دموکراسی در اینجا فقط به این خاطر است تا بگوییم تمدن ، پیش شرط دموکراسی است . مطالبه دموکراسی در تمدنی بی جان ، عقلایی نیست !

دمکراسی شکلی والا از تمدن است ولی در تمدنی بی جان،  طبق همان تعریفی که ابتدای آمده ، سخن گفتن از دمکراسی سخت جاهلانه است چرا که  بنای دموکراسی بر تمدن استوار است  .

هانطور که در مقالات پیشین به همین قلم اشاره شد ،عصر ناصرالدین شاه ، ما ایرانیان تمدن خود را داشته ایم . جانِ همان تمدن ، امرور در تمدن جزائر شیخ نشین و عربستان سعودی همچنان جاریست . با وجود نبودن ماجرایی مثل ملی شدن نفت ، شیخ نشین ها در تمدن شان که از دموکراسی فاصله داشته و دارد تا حدی به خوشبختی رسیده اند . ما که به دمکراسی نزدیک شده و نزدیک بوده ایم امروزدر کالبد بی جان تمدن خود دست و پا میزنیم .

امروز مردم به حال آن شیخ نشینان افسوس می خورند . شیوخ این کشور ها درعمل  ، خود را مالک منابع طبیعی کشورمیدانند و مردمان نیز به چنین وضعی معتقد مانده اند .در تمدن این کشور ها حاکمان ، نفت و گاز را متعلق به خود و خاندان خود تصور می کنند و بالطبع در حفظ و حراست منابع کوشا بوده ، ثروت را خرج خوشبختی خود و مردم خود که همه آنها ، همسایگان و خویشاوندانشان محسوب می شوند کرده و می کنند .

گام بزرگ و تاریخی ملی شدن نفت در ایران ، به دلیل نقصی بزرگ یعنی بی اطلاع گذاشتن مردم از سهم سالیانه شان عقیم مانده ، شفافیت لازم که فوق العاده حیاتی است از مردم دریغ شد . عملاً مردم از مشارکت بزرگ مالی شان ، در ساختن کشور به مدتی بیش از نیم قرن بی خبر نگهداشته شدند  .

متاسفانه عالمان علوم اجتماعی غافلانه عمل کرده اند . استاد اقتصاد دانشگاه تهران مرحوم دکتر حسین مهدوی که در دهه هفتاد قرن بیستم اصطلاح رانت نفت را به کار گرفت  و اصطلاح رانت و دولت رانتیر از ایشان به یادگار ماند ، اگر او به جای اصطلاح رانت ، نفت و گاز را مالیات بی قبض و رسید مردم می شناخت ،  شاید کار به اینجا نمی کشید . چنین تدبیری لا اقل سبب میشد تا همکاران او یعنی استادان علوم اقتصاد و جامعه شناسی ، اصطلاح نادرست و غلطِ ” در آمد غیر مالیاتی ” را  ، برای درآمدهای نفت و گاز کنار بگذارند . اگر چنین گامی برداشته می شد درآمدهای نفت و گاز در ادبیات اقتصادی و از زبان اقتصاددانان ما ، رسماً مالیات مستقیم مردم نام می گرفت  .

هیچ مالیات مستقیم  بدون قبض و رسید یا بدون آگاهی مودی نبوده و نیست . آگاهی مردم از ارقام و اعداد مربوط به سهمشان از درآمدهای سالیانه نفت و گاز میتوانست مشوق آنها در نظارت و مشارکت فعال،  در طی بیش از نیم قرن اداره کشور شود .

نتیجه :

با توجه به نکته ها که بیان گردید ، مالیات مستقیم و هنگفت مردم  که از محل نفت و گاز به حکومت پرداخت میشود ، توسط کارشناسان اقتصاد به نادرست غیر مالیاتی نامیده شد . این اشتباه در ایران بیشتر از نیم قرن ادامه پیدا کرد . در این مدت آحاد مردم و خانوارها شان در ایران و الجزائر از ارزش هنگفت سهم نفت و گاز خود همیشه بی خبر گذاشته شدند. هم بهای نفت خام که مصرف داخلی است و هم بهای نفت خامی که  صادرمیشود ، همه به واقع مالیات مردم است و خانوارها بایستی همه ساله با قبض و رسید ، به سهم خود از آنچه که بدین طریق به حکومت پرداخت می کنند، با خبر شوند . آگاهی مردم از رقم عمده مالیات مستقیمی که پرداخت می کنند ، ابتدایی ترین حق است و این آگاهی سبب استقرار تمدن میشود . میدانیم پیش شرط  اساسی برای دمکراسی همان تمدن است ، تمدن به معنایی که در متن مقاله به آن پرداخته شد . پایان

بهمن ماه ۱۴۰۴ – ساری

      درویش علی کولاییان

با دوستانتان به اشتراک بگذارید

Print
Email
Telegram
WhatsApp

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *