تعداد بازدید : 31 بار

کالبد بیجانِ تمدن !

جان تمدن چیست ؟

بشر صدها هزار سال بدون تمدن زندگی کرده است و از ظهور اولین تمدن ها فقط قریب به ده هزار سال گذشته است . هیچ تمدنی بدون جمعیتی انسانی و بدون گروه حاکم میانشان ،  قابل تصور نیست .

از ارکان تمدن ، رکن سیاسی آنست . جمعیت انسانی یا همان مردم  ، گروهی از میان خود را برای حکمرانی ، در اداره امور پذیرا میشوند و هزینه لازم را در قالب مالیات یا باج و خراج به حکمرانان پرداخت می کنند . این داد و دهش ، پیوستگی مالی حکومت با مردم است . در واقع مردم ولی نعمت حکمرانان خود میشوند . بدون پشتیبانی مالی مردم از حکمرانان ، هیچ  حکومتی و هیچ تمدنی برسر پا نمانده است . انسجام مالی مردم با حکومت شرط اساسی استقرار و بر قراری حکومت و برقرار ماندن تمدن است . این انسجام تا به آن اندازه اهمیت دارد که  ما در توصیف ، آن را “جان تمدن”  نامیده ایم .

تمدن بی جان

  گفته ایم انسجام مالی مردم و حکومت جان تمدن است. می پرسیم  آیا در ایران انسجام مالی دولت و مردم طی پنجاه اندی سال اخیر ، شیرازه اش از هم گسیخته نیست ؟  واقع بین باشیم خواهیم دید در پنجاه و اندی سال گذشته در ایران ، خزانه دولت رسماً و بطور عمده با مالیه ای پر میشود که حسب الظاهر از کیسه مردم نیست . نفت و گاز که ثروتی نقد محسوب می شود منبع و سر چشمه اصلی منابع مالی برای دولت و حکومت شده است . اگر دقت کنیم شهادت خواهیم داد این درآمد با درآمدهای معمول دولت ها،  بسیار بسیار متفاوت است .

اولاً   در پنجاه و اندی سال اخیر در ایران ،  در آمد مالیاتی دولت ، بطور متوسط به اندازه فقط بخشی از درآمدهای حاصله از نفت و گاز شده است .

ثانیاً  در پنجاه و اندی سال اخیر ، مجموع درآمدهای حاصله از دیگر منابع و مخازن طبیعی برای دولت ایران ، نظیر مس ، طلا ، نقره و آهن و …. روی هم معادل با بخشی کوچک از درآمدهای حاصله از نفت و گاز شده است .

ثالثاً  به دلیل آن که فقط کسری کوچک از نیروی کار کشور در نفت و گاز مشغولند( کمتر از یک در صد ). می بینیم کار این بخش کوچک ، پشتوانه اصلی مالیه دولت و حکومت شده است و مشاهده می کنیم وابستگی دولت به بخش اصلی یا قریب به اتفاق نیروهای ملی کار ناچیز، تاثیر اراده سیاسی این نیرو ها بر سیاست دولت همیشه در حدی ضعیف باقی مانده است ،  میدانیم اراده سیاسی نیروی کار پیکره اصلی اراده ملی است  .

رابعاً  ملی بودن نفت و گاز حسب الظاهر به معنای تعلق درآمدهای نفت و گاز به مردم است اما در قانون و در عمل ، دولت و حکومت در هزینه کرد این در آمد صاحب اختیار شده است .اشکال اینجاست که آحاد مردم و خانوارهای ایرانی از میزان و مقدار سهم خود که هر سال به صندوق دولت یا خزانه واریز میشود با خبر نمیشوند .

کاستی مهمی که در واقعه ملی شدن نفت پیش آمد ودر پنجاه و اندی سال اخیر بسیار با اهمیت شده، عدم توجه به سهم خانوار و عدم صدور قبض و رسید برای خانوار ایرانی به ازای  سهم هر کدام است . منظور سهم هر خانوار از در آمد شرکت ملی نفت ایران به ازای هر سال است . این نقصان از تعریف غیر علمی ، نادرست و قدیمی از درآمدهای نفت و گاز مایه گرفته است ،همان تعریف که جای آن ، باید تعریفی تازه و مناسب با  دوران امروز بنشیند . تعریفی که از دیرباز مصطلح است بایستی منسوخ شود  . اصطلاح  ” درآمد غیر مالیاتی ” برای معرفی در آمدهای نفت و گاز  در ایران ، بایستی  از سوی اقتصاددانان مردود شمرده شود .

با وجود ملی شناختن نفت و گاز و تعلق آن به مردم ، مردم از پرداخت بسیار بسیار هنگفت خود از این درآمد به دولت بی خبرند ، این بی خبری ده ها سال ادامه داشته و هنوز ادامه دارد .

در سایه بی خبری مردم از مشارکت بسیار مهم شان با دولت ، معامله یی باطل شکل گرفته ،  انسجام مالی مردم با حکومت با اختلال روبرو گردید و دولت به استقلال مالی از مردم روی آورد. حال آن که در صورت آگاه شدن مردم از سهمیه سالیانه شان ، استقلال مالی دولت از مردم رنگ می باخت و انسجام مالی مردم با حکومت برقرار می ماند  . در نبود چنین انسجامی ، طی پنجاه و اندی سال اخیر ،  به تعبیری که ارائه شد ، ما ایرانیان در کالبدی بی جان از تمدن به زندگی ادامه داده ایم . چنین وضعی  پیش تر در تاریخ ما ، پیشامد نکرده و پیش از ما  در پیشینه هیچ کشوری نیز، چنین اتفاقی رخ نداده است .

تمدن بی جان ، بیرون شدن از تمدن و منجر به توحش است . توحش به معنای وحشتِ دسته یی از مردم از دسته یی دیگر است . حال آن که ، حتی در بدترین حکومتهای استبدادی ، تمدن ادامه پیدا می کند . مثلاً در عصر فراعنه ، طی هزاران سال حکومت استبدادی ، تمدن به حیات خود ادامه داد  . در نبود تمدن و یا شکل گیری تمدنی بی جان ، جز توحش حاصل کار نمی شود   .

دموکراسی

اشاره به دموکراسی در اینجا فقط به این خاطر است تا بگوییم تمدن ، پیش شرط دموکراسی است . مطالبه دموکراسی در تمدنی بی جان ، عقلایی نیست !  دمکراسی شکلی والا از تمدن است ولی در تمدنی بی جان،  طبق همان تعریفی که ابتدای مقاله آمده ، سخن گفتن از دمکراسی سخت جاهلانه است چرا که  بنای دموکراسی بر تمدن استوار است  .

همانطور که در مقالات دیگر به همین قلم اشاره شد ،عصر ناصرالدین شاه ، ما ایرانیان تمدن خود را داشته ایم . جانِ همان تمدن ، امروز در تمدن جزایر شیخ نشین و عربستان سعودی همچنان جاری ست . با وجود نبودن ماجرایی مثل ملی شدن نفت ، شیخ نشین ها در تمدن شان که از دموکراسی فاصله داشته و دارد تا حدی به خوشبختی رسیده اند . ما که به دمکراسی نزدیک شده و نزدیک بوده ایم امروز در کالبد بی جان تمدن خود دست و پا میزنیم .

امروز مردم به حال آن شیخ نشینان افسوس می خورند . شیوخ این کشور ها در عمل  ، خود را مالک منابع طبیعی کشور می دانند و مردمان نیز به چنین وضعی معتقد مانده اند .در تمدن این کشور ها حاکمان ، نفت و گاز را متعلق به خود و خاندان خود تصور می کنند و بالطبع  در حفظ و حراست منابع کوشا بوده ، ثروت را خرج خوشبختی خود و مردم خود که همه آنها ، همسایگان و خویشاوندانشان محسوب می شوند کرده و می کنند .

گام بزرگ و تاریخی ملی شدن نفت در ایران ، به دلیل نقص بزرگ یعنی بی اطلاع گذاشتن مردم از سهم سالیانه شان عقیم مانده ، شفافیت لازم که فوق العاده حیاتی است از مردم دریغ شد . عملاً مردم از مشارکت بزرگ مالی شان ، در ساختن کشور به مدتی بیش از نیم قرن بی خبر نگه داشته شدند  .

متاسفانه عالمان علوم اجتماعی غافلانه عمل کرده اند . استاد اقتصاد دانشگاه تهران مرحوم دکتر حسین مهدوی که در دهه هفتاد قرن بیستم اصطلاح رانت نفت را به کار گرفت  و اصطلاح رانت و دولت رانتیر از ایشان به یادگار ماند ، اگر او به جای اصطلاح رانت ، نفت و گاز را مالیات بی قبض و رسید مردم می شناخت ،  شاید کار به اینجا نمی کشید . چنین تدبیری لا اقل سبب میشد تا همکاران او یعنی استادان علوم اقتصاد و جامعه شناسی ، اصطلاح نادرست و غلطِ ” در آمد غیر مالیاتی ” را  ، برای درآمدهای نفت و گاز کنار بگذارند . اگر چنین گامی برداشته می شد درآمدهای نفت و گاز در ادبیات اقتصادی و از زبان اقتصاددانان ما ، رسماً مالیات مستقیم مردم نام می گرفت  .

هیچ مالیات مستقیم  بدون قبض و رسید یا بدون آگاهی مودی نبوده و نیست . آگاهی مردم از ارقام و اعداد مربوط به سهمشان از درآمدهای سالیانه نفت و گاز میتوانست مشوق آنها در نظارت و مشارکت فعال،  در طی بیش از نیم قرن اداره کشور شود . پایان            بهمن ماه ۱۴۰۴ – ساری

 

با دوستانتان به اشتراک بگذارید

Print
Email
Telegram
WhatsApp

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *