( چرا واژه های مشترک مازندرانی و سنسکریت فراوانند ؟) چهل واژه مازندرانی و مطابقت آن ها با سنسکریت
در کتاب “مازندرانی و سنسکریت کلاسیک ” به
دسته بندی مقالات
هر آنچه میخواهید جستجو کنید:
پربازدید تزین مقالات
در کتاب “مازندرانی و سنسکریت کلاسیک ” به
درویش علی کولاییان مقدمه : تمدن در
درویش علی کولاییان سال ها پیش (
در دانشگاه های کشور ، هنوز هم به
مِزاجِ دَهْرْ تَبَهْ شد در این بلا
خانه » مقالات
کشورهای جهان که بیش از صدو شصت کشورند ،هرکدام مدنیت مربوط به خود را دارند و در تمدن خود زندگی می کنند . وقتی مثلاً صحبت از تمدن شرق و یا تمدن غرب میشود جوانب آن روشن نیست ، چرا که اصطلاح ” تمدن شرق” یا ” تمدن غرب ” حسب الظاهر برداشتی انتزاعی است و رکن سیاسی در آنها نا مشخص است . ولی اگر منظور “تمدن ” در یک کشور معین باشد ، وضعیت رکن سیاسی که از ارکان اساسی تمدن است، به روشنی قابل تشخیص میشود . معنای ” تمدن ” به اشکال گوناگون مطرح میشود از شهرنشینی گرفته تا معنا های دیگر که در متون مختلف روایت میشود . اما یک چیز مسلم است ، تمدن زمانی پایدار میماند ، که جمعیت قادر به دفاع از خود باشد. برای این مقصود تقسیم کار میشود، گروهی مدیریت و حکمرانی را بر عهده می گیرند و باقی جمعیت
سعی نگارنده در دهه های اخیر افشای این حقیقت است که برخلاف تصور رایج ، کلیله و دمنه یک اثر فرهنگی ایرانی است و خاستگاه آن مازندران است . برداشت نادرست شرق شناسان از روایت ها در مکتوبات تاریخی ایران که به پیش از اسلام اشاره دارد ، آنجا که صحبت از هند و هندوستان میشود حائز اهمیت است و طلب می کند که پیگیرانه دنبال شود تا با رفع اشتباه ، کلیله ودمنه این شاهکار بزرگ تاریخی فرهنگی جهان نه بر تارک فرهنگ هند بلکه به جای آن به فرهنگ پرافتخار ایران تعلق گیرد . کلیله زاییده فرهنگ و تمدن ایرانیانست . تعابیر نادرستِ روایت ها، شرق شناسان را برای تعیین منشا کلیله به بیراهه کشاند. پس از سالها تلاش ، بعد ازاینکه ردپایی از کلیله در هند پیدا نشد ، شرقشناسان دست به توجیهاتی زدند . نام کتابچه هایی موسوم به پنچه تنتره با محتوای مشترک با
هفته پیش نامه یی از سوی عده کثیری از اقتصاددانان و جامعه شناسان ایران خطاب به دولت منتشر شد . چنین نامه ها ده ها سال است که از سوی اقتصاد دانان و جامعه شناسان منتشر می شود اما ، متاسفانه هرگز این کار ها به نتیجه یی ملموس نرسیده است . قصور از کدام سو است ؟ دولت ها را مقصر بدانیم که راه خود را می روند یا منتقدان را که شاید به عمق مساله پی نبرده اند و آن را به درستی مطرح نمی کنند . خاطر نشان کنم مردم ایران نیز بیش و کم از محتوای چنین نامه ها با خبرمیشوند اما از کنار آن بی تفاوت عبور می کنند و بازتابی در میانشان نیست . گره کار کجاست ؟ نگارنده با وجود محدودیت رسانه یی ، در دهه های اخیر در مقالات متعدد۱ و در کتابی که به نام او منتشر گردید۲ سعی نمود تا
وجهی مشترک میان این چهار کشور وجود دارد ، آن وجه مشترک ، نارسایی فاحش منابع مالیاتی ، در پیش برد امور حکومتی است . منابعی هنگفت را این دولت ها از راههای غیر مالیاتی فراهم می آورند که به ظاهر منابعی از مالیه مردم نیست . به عبارت دیگر مالیه یی که این کشور ها به کمک آن اداره می شوند در اولین آن یعنی در غزه، بخش عمده اش با استفاده از کمک خارجی است . در دومی ، فروش نفت و گاز و چاپ و نشر اسکناس بی پشتوانه برای جبران کسری بودجه ، منابع لازم را برآورده می کند . در سومی فروش نفت و گاز، راه تامین منابع اصلی برای حکومت است . در آخرین و در چهارمین کشور کمبود منابع ، با فروش اوراق قرضه و افزودن بی حساب به حجم نقدینگی جبران میشود . این وضع طی دهه ها همچنان ادامه دارد .
از ذهن جامعه شناسان و اقتصاددانان ما هرگز خطور نکرد که ریشه بحران های لا ینقطع نیم قرن اخیر ایران عدول ما از تمدن است . مراد ما از تمدن ، معنای علمی آنست . همگان می پذیرند که رکن اساسی تمدن و شالوده اصلی آن ، رکن سیاسی است که مردم را با حاکمیت مربوط می کند . ارتباطی متقابل که در آن مردم هزینه می دهند و حاکمیت هزینه می کند . به اصطلاحی که امروز متداول است مردم خریدار تمدن می شوند . در بیعی که اتفاق می افتد مردم به ویژه آنان که مالیات مستقیم می پردازند ، از رقم بها در این معامله با خبرند . این ها که گفته شد در تمامی تمدن ها چه از نوع پیشرفته و چه از نوع عقب مانده ، جاری است . در صورت قطع جریان مالیه از سوی مردم ، قهراً هیچ تمدنی
نشانه ها از مازندران باستان تنها واژگان نیست ۱ یا قالب ها و اوزان شعری و یا فقط نشانه های ادبی و موسیقایی نیست ، تپه های گنبدی شکل که به ” دین تپه ” موسومند نیز از آثار بجا مانده از آیین مردم مازندران باستان است ، این تپه های خاکی گنبدی شکل ، اینجا و آنجا هنوز هم در محدوده مازندران امروز به چشم می خورند . آبندان کش و آبندان سر آبندان کش و آبندان سر ، نام دو روستا ی قدیمی است که نزذیک به هم و در مشرق ساری و نزدیک به این شهر واقع شده اند . نام این دو روستا برگرفته از آب بندانی مشترک است که از تاریخ ایجاد آن روایتی نقل نمی شود . در می یابیم این سازه آبی بسیار کهن بوده متعلق به دوران باستانی است ، دو روستای قدیمی آبندان کش و آبندان سر که در شمال
درویش علی کولاییان سال ها پیش ( سال ۱۳۹۲) در مورد جابجا شدن تاریخی قسمتی از مسیر تجن ، مقاله ای تقدیم علاقه مندان شده است۱ ، مقاله یی که اکنون ارائه می گردد جهت آسان نمودن احاطه به موضوع۱، برای طیف بیشتری از خوانندگان است . ماجرا درعهد باستان ، بعد از هجوم یونانیان به ایران و پس ازشروع کشت و کار برنج در مازندران اتفاق افتاد . در آثارشان دو مورخ بزرگ رومی و یونانی ( کوینت کورس۲ و دیودور۳ ) که راوی یورش اسکندر به ایران و راوی جهانگشایی اویند ؛ به رودخانه یی عجیب در مسیر حرکت اسکندر اشاره می کنند . یونانیان با رود خانه در همان راهی روبرو میشوند که از آن طریق، دامغان را به قصد سواحل دریای مازندران ترک می کنند . آن رود خانه ، با آن مشخصات عجیب ، هنوز شناخته نیست ، اما نگارنده امیدوار است تلاش های صورت
سایت قبلی www.kulaian.com به دلایلی که روشن نیست از دسترس ما خارج شده است. بنابراین در انتقال مقالات به سایت جدید ( همین سایت www.kulaeian.com ) تاریخ تحریر مقالات پیشین از جمله تاریخ یادداشت (( درباره من )) نیازمند اصلاح می باشد.
مِزاجِ دَهْرْ تَبَهْ شد در این بلا حافظ ** کجاست فکر حکیمی و رای برهمنی ** پنجاه سال دست به گریبان بحران بی سابقه ای هستیم که ناشی از خلل پیش آمده در مبانی مدنیت ما مردم ایران است نه تنها در ایران بلکه در جهان ، این بحران بی سابقه است تا آنجا که ، در بایگانی تجارب ملل دیگر رد پایی از وقوع آن به چشم نمی خورد . بر اساس شواهد تنها پس از وقوع در ایران ، همین بحران در چند کشور دیگر نیز به وقوع پیوست و ناباورانه باید گفت کشور روسیه امروز نمونه یی از آن کشور ها است. این نوشتار مرثیه و نوحه برای دموکراسی نیست . اینگونه نیست و از قضا نگارنده در خیال خام دموکراسی سیر نمی کند بلکه در ماتم از دست رفتن مدنیت پیشا دموکراسی است . مدنیت پیش از دموکراسی برای ما ایرانیان تجربه قرن ها
یورش دولت یونانی بلخ به دره گنگ و تبعات آن در مازندران دولت یونانی بلخ شرقی ترین بخش جهان یونانی در آسیای میانه و یک دولت باستانی که از سال ۲۵۰ تا ۱۲۵ پیش از میلاد حاکمیتی مستقل داشت و بخشی مهم از آسیای میانه و مناطقی از ایران و پاکستان و هند را در تصرف داشت . این دولت به پادشاهی باکتریا نیز شهرت دارد و باکتریا یا همان بلخ پایتخت آن بود . رونق و ثروت شهرهای آن در آن هنگام باعث شد تا پادشاهی باکتریا را ” امپراتوری هزار شهر طلایی” نیز نام بگذارند . در جغرافیای دولت یونانی بلخ، تبرستان یا همان مازندران جایگاهی معین داشت.غربی ترین بخش پادشاهی، یعنی غربی ترین بخش دولت یونانی بلخ ، تبرستان یا همان مازندران بود. نقشه زیر موقعیت مازندران را در ۱۸۰ سال قبل از میلاد مسیح در محدوده دولت یونانی بلخ نشان می دهد .
دسترسی سریع
مقالات پر بازدید
در کتاب “مازندرانی و سنسکریت کلاسیک ” به
درویش علی کولاییان مقدمه : تمدن در
درویش علی کولاییان سال ها پیش (
در دانشگاه های کشور ، هنوز هم به
طراحی شده توسط علیرضا مصطفوی