«وَرَنَ » ،«ورند » و « رینه » تاریخ پژوهی را جدی بگیریم
در دانشگاه های کشور ، هنوز هم به
دسته بندی مقالات
هر آنچه میخواهید جستجو کنید:
پربازدید تزین مقالات
در دانشگاه های کشور ، هنوز هم به
مِزاجِ دَهْرْ تَبَهْ شد در این بلا
معنای واژه تپور را ، درارتباط با اصطلاحات
مقدمه : همانطور که پیش از
در ایران گاو بومی مازندران و گیلان
خانه » مقالات
دست نوشته ای بدون امضا نقد کتاب اینجانب ” الگوی کهنه اقتصاددانان ما ” است . تصویر دست نوشته در ذیل همین مقاله آمده است . به امید آنکه به تفاهم فیمابین کمکی شود ، سعی خواهم کرد به نکاتی که نویسنده نقد بدان اشاره می کند پاسخ دهم . دست نوشته ای بدون امضا که نقدی است به کتاب اینجانب ” الگوی کهنه اقتصاددانان ما ” ، به دستم رسید . آن دست نوشته در ذیل همین مقاله آمده است . بدین امید که به تفاهم فیمابین کمک کند ،سعی خواهم کرد به نکاتی که نویسنده نقد بدان اشاره می کند پاسخ دهم . . اولین نکته که ناقد به آن اشاره می کند موضوع تفکیک سیستمی جامعه و حکومت است که در صفحه چهاردهم کتاب آمده است . سعی خواهم نمود ابتدا شمه ای از آنچه که در کتاب بیان میشود را برای آشنایی
در نقد بیگانه گریزی آقای دکتر مصدق ، دکتر غنی نژاد بیش از حد به راه خود می رود . او بهتر است اندیشه کند بیگانگان (انگلستان ، آمریکا و روسیه ) در جنگ جهانی اول و به دنبال آن در جنگ جهانی دوم در ایران، چه کردند و چه باقی گذاشتند . ما در هر دو جنگ جهانی بی طرف مانده بودیم با این وجود آن ها با ما چه کردند ؟ دانش آموز دبیرستانی هم پی خواهد برد که با تاروپود زندگی اجتماعی و سیاسی ما ، این سه کشور به ویژه کشور انگلستان تا چه اندازه پیچید. کدام کشور در جهان ، مشکلی مانند مشکل ما را به دوش کشید؟ آنها به اصطلاح عامیانه ، ایستاده آن سوی جوی و ما ایستاده این سوی جوی نبودیم !! آن ها به مدت طولانی در درون خانه و در میان ما بودند . مقطع شروع جنگ جهانی اول تا
از کتاب های مشهور جهان کلیله است . شهرت بین المللی هیچ کدام از آثار فرهنگی مربوط به ایران به شهرت این کتاب نمی رسد . این کتاب در ردیف بزرگترین آثار فرهنگی جهان محسوب می شود و میلیون ها نفر با نام ایران ، اول بار ، با خواندن کلیله آشنا می شوند . می گویند این کتاب به صدها زبان برگردانده شده است۱. باید با افتخار اعلام نماییم ، حقوق معنوی مربوط به این اثر در قدم اول به مازندران و به کهن سرزمین ما ایران تعلق دارد ، گر چه بی دقتی ها و سهل انگاری ها ، سبب شد تا به اشتباه ، خاستگاه کلیله به جای مازندران و شمال ایران ، شبه قاره هند و کشورهندوستان معرفی شود . این اشتباه بزرگ از کجا سرچشمه می گیرد ؟ از کتاب های مشهور جهان کلیله است . شهرت بین المللی هیچ کدام از آثار
جناب دکتر غنی نژاد هنوز در نمی یابد اقتصاد دولتی در ایران از کجا مایه می گیرد . او دولتی شدن اقتصاد در ایران را ثمره چپ خویی حاکمان تحت تاثیر روشنفکران چپ می بیند . با وجودی که در مصاحبه اش دوران حکومت رضا شاه را دوران دخالت دولت در اقتصاد ایران می داند باز هم ادعای نادرست خودش را دنبال می کند و اصرار دارد که بگوید چپ مزاجی روشنفکران ما اقتصاد دولتی را روی دست ما گذاشت . او در مورد عصر رضا شاه فراموش می کند که نشانه بارز دخالت دولت در اقتصاد خرج قشون و ارتش رضا شاه است که از درآِمد نفت تامین می شد . بله قدرت نظامی رضا شاه از پول نفت آب می خورد . بعد از رضا شاه و بعد از ملی شدن نفت و بعد از مصدق هم تغذیه مالی حکومت در ایران به ویژه در پنجاه سال اخیر
مکاشفات دوستان اقتصاددان ما به فاج فکتور (Fudge Factor) هم کشیده شد . ریشهیابی گسترش فساد در جمهوری اسلامی آن ها را به شگفت گویی کشانده است . خود غافل اند که همه این گرفتاری از الگوی کهنه شان آب می خورد . صد ها و صد ها میلیارد دلار مالیه حاصل از نفت و گاز متعلق به مردم ، طی نیم قرن اخیر که نقد و بسیار هنگفت بوده است ، تحت فتوای این عالیجنابان ، درآمد غیر مالیاتی برای دولت معرفی شد و هنوز هم می شود . با چنین فتوایی که اقتصاددانان ما مفتی آن می شوند ، مردم از همه آنچه که از میراث نقد و گرانبهای خود به دولت و حکومت می دهند بی خبر گذاشته می شوند . اگر دادن این مالیه هنگفت چون دیگر آیتم های مالیاتی ، مالیات مردم شناخته می شد ، مردم هم مانند دیگر آیتم های مالیاتی قبض و
به گفته رئیس پیشین سازمان امور مالیاتی « مردم زمانی سالارِ دولت میشوند که خرج دولت را میدهند. در چنین سیستمی دولت به منابع مردم وابسته است و در برابر آنها پاسخگو است. اما در ایران چه؟ عربمازار میگوید نیمقرن است اقتصاد ما به نفت متکی است و همین سبب شده که دولت گمان کند به مردم نیازی ندارد و مردم گمان کنند مالیاتی که میدهند پول زور است. پس مردم راه خود را میروند و دولت راه خود را. حتی همین نگاه قبل از انقلاب سبب شد شاه بگوید هرکه ناراضی است برود. چرا رئیس یک حکومت به چنین فکری میرسد؟ چون تصور میکند پول نفت متعلق به خودش است و نهتنها از مردم پول نمیگیرد بلکه هزینه مردم را هم میدهد . » این ها که آورده شد بخشی از مطلبی است که از سوی یک اقتصاددان ، استاد دانشگاه شهید بهشتی ، در تجارت فردا منتشر و
گفتوگو با موسی غنینژاد درباره ریشههای جا ماندن اقتصاد ایران از رقبای منطقهای و جهانی در دارایان داشته های اقتصاد ایران به نقل از تجارت فردا شنبه, ۱۰ اسفند ۱۳۹۸ ساعت ۱۷:۳۳: موسی غنینژاد در تحلیل دلایل جا ماندن اقتصاد ایران از رقبای منطقهای و جهانی بر یک مشکل مبنایی تاکید میکند : «مشکل ما نه مشکل مدیریت است، نه مشکل اقتصاد و نه حتی مشکل سیاست به معنای کلی کلمه؛ مشکل ما ایدئولوژی است. ما گرفتار نوعی ایدئولوژی شدهایم که دست و پای مملکت را برای هرگونه پیشرفت بسته است.» این اقتصاددان البته تاکید میکند که ایدئولوژی مورد اشاره هیچ ربطی به مذهب و اعتقادات اسلامی ندارد «و بیشتر شبیه به نوعی ایدئولوژی کمونیستی است». عبارتی که نقل شد خلاصه اظهارات موسی غنی نژاد و به همین شکل نیز در گزارش آمده است . علاقمندان می توانند مفصل گزارش را در منبعی که نام آن را آورده ایم مشاهده
حمایت مردم تکیه گاه اصلی اصلاح طلبی است و اصلاح طلبان در جلب حمایت مردم نا موفق بوده اند . این فعالین سیاسی یعنی اصلاح طلبان ، گناه را به گردن رقیبان می اندازند ، رقیبانی که به اصول گرایان موسوم شده اند . آیا واقعیت همین است ؟ نظاره گر میدان مردمند و حرف حساب را مردم اگر بشنوند به آسانی از آن نخواهند گذشت . معمولاً حرف حسابی که بخش قابل توجهی از مردم آن را درست بدانند و بخش قابل توجه دیگر آن را نادرست بیانگارند ، پیش برد آن کاری مشکل است . اصلاح طلبان حرف حسابی که می توانست پشتیبانی همه مردم را به خود جلب کند متاسفانه با غفلتی نا بخشودنی ، کنار گذاشته اند . به راستی این حرف حساب چه می توانست باشد یا بهتر بگوییم ، چه می تواند باشد ؟ به خاطر بدعتی که این حرف حساب با خود دارد
آقای کاتوزیان سال ها و سال هاست که ایران را بدون دلیل از کشور های شرقی و آسیایی کاملاً استثنا می کنند . اصطلاحی که ایشان باب کرده عده ای را به بیراهه کشانده است . همایون کاتوزیان چشم های خودش را به قحطی های دوره ای در تاریخ ایران بسته است . همان قحطی ها و خشکسالی ها که می آمد و می رفت و هر بار با آمدنش همه چیز حتی قوانین نیم بند را که پا می گرفت با خود می برد و در منطقه ای وسیع از امپراطوری همه چیز از نو و فقط با دخالت حکومت های نیمه جان در مرکز پا می گرفت و به دنبال آن اشرافیت و مالکیت در همان منطقه ، دوباره به دسته و گروهی تازه تعلق می گرفت .(( نگاه کنید به جامعه قحطی و جامعه شناسی قحطی ( نگاه به عاملی بازدارنده در تکامل اجتماعی شرق ).
طی نیم قرن اخیر ، تکیه به الگوی کهنه اقتصاد دانان ما ، نا هنجاری غریبی را در اقتصاد سیاسی کشور پدید آورد . این فقط به نسل حاضر اقتصاددانان که آقای رنانی از میان آنانست مربوط نمیشود بلکه نسل قبلی نیز ، همین را ه را رفته ، اشتباهی ویرانگر مرتکب شده اند . اشکال متوجه فقط چپ یا راست و یا میانه اقتصاددانان ما نیست بلکه این اشتباه ، به اصطلاح معروف مخرج مشترک همه اقتصاددانان مطرح کشور است . تمنای من از خواننده محترم اینجا عنایت به قصه ای پر غصه است . توضیح : این نقد ذیل مقاله آقای محسن رنانی با عنوان ” سه منبع رانت اقتصاد ایران ” و در جایگاه اظهار نظر – در سایت دارایان داشته های اقتصاد ایران درج شده است .
دسترسی سریع
مقالات پر بازدید
در دانشگاه های کشور ، هنوز هم به
مِزاجِ دَهْرْ تَبَهْ شد در این بلا
معنای واژه تپور را ، درارتباط با اصطلاحات
مقدمه : همانطور که پیش از
طراحی شده توسط علیرضا مصطفوی