«وَرَنَ » ،«ورند » و « رینه » تاریخ پژوهی را جدی بگیریم
در دانشگاه های کشور ، هنوز هم به
دسته بندی مقالات
هر آنچه میخواهید جستجو کنید:
پربازدید تزین مقالات
در دانشگاه های کشور ، هنوز هم به
مِزاجِ دَهْرْ تَبَهْ شد در این بلا
معنای واژه تپور را ، درارتباط با اصطلاحات
مقدمه : همانطور که پیش از
در ایران گاو بومی مازندران و گیلان
خانه » مقالات
درویش علی کولاییان انسان شناسی و فرهنگ به کار همه جانبه و پژوهش های میدانی نیازمند است ، باید از افسانه ها عبور کرد و بینش علمی را در پیش گرفت اما دست کشیدن از انگاره های نادرست آسان نیست . با دوستانی که مایل به دانستن تاریخ مازندرانند ولی به رویکرد تازه هنوز توجه نکرده اند پرسش های زیر را می توان در میان گذاشت : ۱- این همه اصطلاحات دامداری که خاص مردم نواحی جنوب دریای مازندران است به کدام زبان باستانی تعلق دارد ؟ ۲- اصطلاحات سنتی کشت و کار در نواحی شمال ایران به ویژه مازندران، چرا با بقیه مناطق ایران متفاوت است ؟ ۳- نام علف هرز بسیار شایع یعنی نیلو فر وحشی چرا در مازندران « کَک ماریم » است ؟ ۴- چراعلف هرز « وَرمِز » که در کشت شالی باعث مزاحمت است در مازندران به این نام موسوم شده است
درویش علی کولاییان مقدمه : حرمت طبیعت و درخت، برای اقوام ایرانی همیشه مطرح بود و هست . نگاه مردم به درختانی خاص در گذشته ،گاهی به شرک و گاهی هم از سوی روشنفکران عصرما حتی از سوی بزرگانی چون نیما یوشیج به مظاهری از عقب ماندگی و جهل تعبیر شده است . قطع یک درخت عظیم وکهنسال با انگیزه دینی ، برای مبارزه با شرک، در یکی از ایالات ایران به دستور یکی از خلفای بغداد در تاریخ آمده است . در سال های اخیرهم دستور قطع چندین درخت موسوم به « آقادار » از سوی مقامات رسمی در گیلان به بهانه مبارزه با خرافه پرستی و جهل در مطبوعات نقل شده است. این اقدام با انتقاد گروهی از مردم در گیلان و مازندران روبرو شده است . در مورد « آقادار » سوء تفاهمی در میان است که باید بدان پرداخت .از دیدگاه ما اصطلاح «آقادار» با دو
نازیبایی شتر را از قدیم شمرده اند .مثلاً اگر یکی بیاید و از زشتی لوچه اش بگویدمردم می گویند کجای کاری ، کجای شتر زیباست که لوچه اش نازیباست ؟ حالافرض کنید شتری با کوهان کج پیدا شود، حتماً انتظار دارید که شخص عیب جو اول همین عیب را ببیند ، اما اگر برخلاف انتظار اینطور نشد و او کوهان یک طرف افتاده را اصلاً تشخیص نداد ، آن زمان می گویید: آقای محترم شما اصلاً شتر شناس نبوده و نیستید و بعد با پوزش از حافظ شیرازی خطاب به او چیزی خواهید گفت مثل این : شتر شناس نه ئی جان من عیب ها اینجا است !! باری ، فقط از روی اتفاق نوشته ای را خواندم . نام نویسنده برایم آشنا بود . او هنوز جوان است و درس خوانده اقتصاد *. این باعث شد تا من به آن نوشته که نقد اقتصاد سباسی عنوانش بود بیشتر دقت کنم .
درویش علی کولاییان ایران خاستگاه تمدن های بسیار کهن است ،اما آغاز تمدن۱ در مازندران و گیلان چون دیگر مناطق ایران نیست . وجود جنگل و حجم گسترده رویش، مازندران و گیلان را از دیگرنواحی ایران متمایز می کند. درعصر مفرغ ،اقلیم جنگل هنوز برای سکونت و شهر نشینی و کشت و زرع مناسب نبود ، به همین دلیل ، کهن ترین نشانه ها از تمدن، در سواحل جنوبی دریای مازندران، متعلق به عصر آهن است۲. در حاشیه و اطراف این اقلیم ، بقایایی از عصر مفرغ به چشم می خورَد، اما این آتار به مازندران و گیلان مربوط نیست بلکه همه آنها به تمدن های برخاسته از فلات ایران مرتبط است . حجم عظیم رویش و روییدن علف های هرز، زراعت را، در اقلیم جنگل مشکل می ساخت . دشت ها در مازندران پوشیده از جنگل بود . فقط ابزار ساخته از آهن این امکان را فراهم
درویش علی کولاییان درس خوانده ای علاقمند به زبان مازندرانی، چندین واژه را همراه با معنای فارسی دریک سایت اینترنتی( مازندنومه) آورده است. او دکترعلی فلاح، گیاه شناس معرفی شده است و احساس خود نسبت به این واژه ها را این گونه بیان می کند : «این واژه ها گذشته از ظرفیت معنایی، هم از نظر تلفظ و هم از نظر شکل و ترکیب زیبا و ذوق پسند هستند، ما حق نداریم این واژه ها را که بازتاب دهنده ظرفیت های بومی هستند از بین ببریم بلکه باید کمک کنیم تا این واژه ها به حیات شان ادامه داده تا ظرفیت ها و سرمایه های نهفته در آن از نسل امروز به نسل آینده برسند.» قبل از پرداختن به ریشه این واژه های قابل توجه که یازده مورد است،. ابتدا واژه ها و معنای هرکدام را همانطور و به همان ترتیب و به همان شکل که آقای فلاح بیان کرده اند
ساری در دامان ساری رود به وجود آمد و نام خود را از این رودخانه گرفت .این رود دارای سرگذشتی شگفت آور است . آبِ رود خانه از چشمه ای بزرگ و حیرت انگیز می آمد. چشمه که آغاز رود و پیشانی آن بود ، بعد ها و در پی اتفاقی بزرگ ناگهان خشکید . بستر ساری رود و مکان چشمه اما تا به امروز باقی مانده است . یاد و خاطره ی عجیب ِ آن چشمه و آن رودخانه در نوشته های مورخین بزرگ یونان و روم آمده است . جای چشمه و محوطه چندین هزار مترمربعیش ، بعد از دو هزار سال این روزها حُرمتش زیر پا رفته ، با ضایعات ساختمانی پُر می شود . این نامه تلاشی است برای جلوگیری از این کار ، به امید آن که شهرداری ساری و مسئولان استان و فرهنگ دوستان مازندرانی و علاقمندان دراین راه قدمی بر دارند . (تصاویری از
درویش علی کولاییان مقدمه : تمدن در مازندران با کشت برنج و دامپروری متناسب با آن آغاز شد . تلاش مهاجران شالیکار برای آماده سازی شبکه های آبیاری در مازندران، منجر به تغییراتی مهم، خواسته یا ناخواسته در مسیر رودخانه تجن شد . مسیر تجن که یونانیان زمان اسکندر آن را از نزدیک دیده اند ، به واقع تعجب برانگیز بود اما بعد ها به دلیل بعضی اقدامات از سوی شالیکاران و کوتاه زمانی پس از استقرارشان در منطقه،مسیر رود تغییر می کند . آمدن اسکندر به ایران ، پیش از آمدن مهاجران از شمال هند و مقدم بر آن بوده است لذا روایت راویان یونانی از مسیر رودخانه، ِامروز غیر واقعی یا عجیب جلوه می کند . این نوشتار دلائل شکل گیری آن وضعیت عجیب و دلیل تغییر آن به وضعیت موجود را بررسی می کند . ضمن بیان مطلب ، مکانی مهم و تاریخی مرتبط با عبور اسکندر
مقدمه : تمدن در مازندران با کشت برنج و دامپروری متناسب با آن آغاز شد . تلاش مهاجران شالیکار برای آماده سازی شبکه های آبیاری در مازندران، منجر به تغییراتی مهم، خواسته یا ناخواسته در مسیر رودخانه تجن شد . مسیر تجن که یونانیان زمان اسکندر آن را از نزدیک دیده اند ، به واقع تعجب برانگیز بود اما بعد ها به دلیل بعضی اقدامات از سوی شالیکاران و کوتاه زمانی پس از استقرارشان در منطقه،مسیر رود تغییر می کند . آمدن اسکندر به ایران ، پیش از آمدن مهاجران از شمال هند و مقدم بر آن بوده است لذا روایت راویان یونانی از مسیر رودخانه، ِامروز غیر واقعی یا عجیب جلوه می کند . این نوشتار دلائل شکل گیری آن وضعیت عجیب و دلیل تغییر آن به وضعیت موجود را بررسی می کند . ضمن بیان مطلب ، مکانی مهم و تاریخی مرتبط با عبور اسکندر از ناحیه ،
درویش علی کولاییان آمدن رستم به مازندران را همگان شنیده اند، این قصه را شاهنامه به چنین شهرتی رساند. به گمان فردوسی این ماجرا به عصر کیانیان تعلق دارد. کیانیان پادشاهان اسطوره ای تاریخ ایرانند، بر این اساس شاید بعضی گمان کنند آمدن رستم به مازندران اسطوره و افسانه است، اما چنین نیست . براساس آن چه که خواهیم آورد، این یک واقعه تاریخی است و پانصد سال جلوتر از زمان فردوسی و در عصر ساسانیان اتفاق افتاد . این ماجرا چرا اسطوره شد و چرا اسطوره ماند ؟ در اینجا سعی خواهد شد تا زمان ، مکان و محل وقوع و جوانب یکی از مشهور ترین رخداد ها که خاطره آن در حافظه تاریخی مردم ایران همچنان باقی است باز شناسانده شود . درخواهیم یافت شاهنامه شناسی یه شیوه متداول، چرا تا کنون قادر به بیان راز و رمز این ماجرا نبوده است . گوشه هایی از مطلب پیش
درویش علی کولاییان مقدمه : در این نوشتار هم، به بیست و چند واژه مازندرانی اشاره و هر کدام از آن ها با اصل سنسکریت شان مطابقت داده می شود . با گذشت هزاره ها کماکان این واژه ها خاصه در زبان مازندرانی به اصطلاح دست نخورده باقی مانده اند . شناخت این واژه ها همراه با شناخت پانصد واژه یا بیشتر، که پیش از این مطرح شد، ضمن نگاهی به دستور زبان مازندرانی به تبار شناسی این زبان کمک موثر می کند. مانند دفعات پیش فرهنگ مورد استفاده ، فرهنگ دیجیتال دانشگاه کلن آلمان است و باید عرض کنم که آشنایی با زبان مازندرانی و کمی هم انگلیسی و آگاهی به فونتیک هاروارد- کیوتو ، استفاده از مطلب را برای علاقمندان آسان تر می کند . اِمباره پوشاندن زمین خزانه شالی ( تیم جار ) با برگ و برگچه بعضی گیاهان . در سنسکریت «اَمبارَه» به معنای پوشاندن و
دسترسی سریع
مقالات پر بازدید
در دانشگاه های کشور ، هنوز هم به
مِزاجِ دَهْرْ تَبَهْ شد در این بلا
معنای واژه تپور را ، درارتباط با اصطلاحات
مقدمه : همانطور که پیش از
طراحی شده توسط علیرضا مصطفوی