«وَرَنَ » ،«ورند » و « رینه » تاریخ پژوهی را جدی بگیریم
در دانشگاه های کشور ، هنوز هم به
دسته بندی مقالات
هر آنچه میخواهید جستجو کنید:
پربازدید تزین مقالات
در دانشگاه های کشور ، هنوز هم به
مِزاجِ دَهْرْ تَبَهْ شد در این بلا
معنای واژه تپور را ، درارتباط با اصطلاحات
مقدمه : همانطور که پیش از
در ایران گاو بومی مازندران و گیلان
خانه » مقالات
درویش علی کولاییان چند سال پیش بود که به توصیه یکی از بستگان، نوشته ای از خودم را در قالب کتابی کم حجم۱ ، برای دکتر منوچهر ستوده پُست کردم . خوب یادم هست آدرس را از مدیرمسئول فصلنامه اباختر آقای سیروس مهدوی پرسیدم . کتاب تقدیمی ، البته حرفی تازه داشت و بدین خاطر، بعضی را به انکار و اعتراض وامیداشت. آن ها که کتاب مورد قبولشان بود اغلب از ترس معترضان، از اظهار نظر دوری جسته ، سعی شان در سکوت می گذشت .در آن بحبوحه، این که نسخه ای از کتاب را به استاد ستوده تقدیم می کنم زیاد مطمئن نبودم و تا آن زمان هم دکتر ستوده را ، به دلیل رشته تحصیلی و نوع کاری که داشتم، خوب نمی شناختم، فقط چند کتاب به تصحیح استاد را خوانده بودم ، از این رو، عکس العمل شان ، برای من چندان قابل پیش بینی نبود. به
این بار نیز اظهارات دکتر محمد ستاری فر در روزنامه آرمان ۱۸خرداد جلب توجه می کند . ایشان یکی از داعیه داران فکر اصلاحات اقتصادی در کشور و از مدیران اصلی برنامه ریزی اقتصاد ایران در گذشته بوده است . اعتراض من به ایشان و همفکران ایشان فقط محدود به این اظهارات نیست . سال ها پیش هم اعتراضی به اظهارات آن روز آقای ستاری فر در روزنامه ها ، به همین قلم در روزنامه اعتماد مورخ ۱۸ بهمن ۱۳۸۶ درج گردید . عنوان یادداشت آن روز من این بود ” آقای ستاری فر فقط کمی به مساله نزدیک شده اید نفت باید از درآمد دولت جدا شود ! ” . امید این بود با تحول در اندیشه ها بعد از سال ها ایشان به هدف مورد نظر نزدیک تر شده باشند ،ولی متاسفانه هنوز هم درجا زدن ایشان در حل مساله کاملاً مشهود است . هرکه ناموخت از گذشت
پیش زمینه و یا پیش درآمد همه انقلاب ها، بحران های عمیق اجتماعی اند . فهم انقلاب و راه عبور را، روشنفکران با درک و فهم خود از بحران، به مردم نشان می دهند. در انقلاب مشروطه متفکرین و روشنفکران در تنویر افکار مردم کوشیدند و امروز نتایج آن ، برای همه ملموس و صحت آن قابل ارزیابی است . سخن از بحران و بعد سخن از انقلاب پیش کشیدیم . زیرا در ادامه بحران است که کار به انقلاب می کشد . مهم آن است بدانیم بحران چیست و چرا آمده ؟ روشنفکران همیشه پاسخگوی همین پرسش اند . بحران های کوچک همگام با اصل بحران،گاهی عرضه اندام می کنند اما این بحران ها زمینه ساز اصلی انقلاب شناخته نمی شوند. بحران های کوچک فقط در حکم چاشنی انفجاری عمل می کنند . بحران عقب ماندگی و فقر ، پیش از انقلاب مشروطه ، استیلای دراز مدت بر کشور
درویش علی کولاییان ماه می تابد، رود است آرام …. کار شب پا ، نه هنوز است تمام ، می دَمَد گاه به شاخ ، گاه می کوبد بر طبل به چوب …. سایه ای ، این است گُراز …( نیما یوشیج) مزرعه در مازندران، به ویژه شالیزارهمیشه با تهدید جانوران جنگل روبرو بود . خوک و گراز و دیگر حیوانات وحشی چون« تَشِی» که همان جوجه تیغی است در تابستان و در فصل کشت و کار،خسارت به بارآورده ، آفت هایی مهم به شمار می آمدند .این جانوران جنگل، دیر وقت شب فعال شده به مزرعه و آیش ها نزدیک می شدند . چاره ،کار شب پا بود .حضور شب پا در مزرعه و در ساعات نیمه شب تنها راه حل مساله بود .او با استفاده از چراغ و افروختن آتش وایجاد سرو صدا ، جانوران را که از گوشه و کنارجنگل به بیرون می زدند از مزرعه دور
درویش علی کولاییان مقدمه : در شماره پیشین گیله وا، شماره ۱۲۳ ، نقدی با عنوان « مردم باستان و بومی گیلان و مازندران عقب مانده و فقیر نبوده اند » بر کتاب « نگاهی نو به تاریخ مازندران باستان » اثر اینجانب درج شده است . نقد متضمن پرسش هایی متعدد است . نوشته حاضر، نقل جدا جدای همه آن پرسش ها است و در عین حال پاسخ جداگانه به هر کدام نیز هست . امیدوارم که به رفع ابهام کمک کند . پرسش : چرا نویسنده در صفحه ۱۱ کتاب آورده است :« فرمانروایان پارتی یا همان (ارشکانیان ) در آغاز شاید از خط و کتابت بی بهره بوده اند »؟ در حالی که سابقه خط در ایران به دوران هخامنشی می رسد و سوالی که در اینجا پیش می آید این است که چگونه اشکانیان خط نداشتند ؟پاسخ : در امپراطوری پارس، وجود خط به این معنا
بدون تردید آقایان معرف حضور همه هستند . آن ها از رجال علمی کشور محسوب می شوند . گهگاه اظهارات ایشان و افاضاتشان را در روزنامه ها وسایر رسانه ها شاهدیم . بسیاریشان استاد دانشگاه اند بعضی شان مدیرکل سابق و کمترینشان کارشناس معرفی می شوند . مردانی با مو های سفید و سنین بالای هفتاد هم در میانشان پبدا می شوند . ده ها سال است که حرف های یکنواخت و تکراری و بدون تاثیر آقایان از بلندگوها و روزنامه ها بگوش مردم می رسد . چند چیز را همیشه و در همه حال بی ثمر تکرار و تکرار می کنند . دست واسطه ها را قطع کنید! سیاست های اقتصادی را نه آن طور بلکه اینطوری کنید ! دولت را کوچک کنید ! تولید داخلی را حمایت کنید ! خصوصی سازی را رعایت کنید ! واردات را کم کنید ! صادرات را زیاد کنید و گاه هم می
درویش علی کولاییان مقدمه : از زبان شاعران و کاتبان و تاریخنگاران ایرانی از هند و هندوستان و همچنین ترکستان فراوان یاد می شود . در باره ترکستان پذیرفتنی است که این واژه نام کشوری خاص نبوده بلکه به منطقه ای وسیع از مرکز و شمال آسیا اطلاق می شده است . بخش ها و یا قسمت هایی متفاوت از همین منطقه است که توسط کاتبان و مورخان، ترکستان قلمداد شده است . اما در مورد هند و هندوستان ظاهراً وضع بدین گونه نبود و نیست و نام هند یا هندوستان برایمان همیشه اشاره به کشوری خاص بوده است . نکته این جا است که این تعبیر، در مواقعی کاملاً نادرست است و سبب برداشت های نا صحیح از بعضی گزارشات مهم تاریخی ، خاصه در مورد مازندران شده است . مقاله حاضر اشاره به همین مطلب است . الف- اشارات شاهنامه به هند در کتاب بزرگ شاهنامه به
درویش علی کولاییان جنگل ها گهواره نوع بشر قلمداد می شوند اما، آغاز تمدن انسان، در مناطق جنگلی اتفاق نیفتاد و تمدن ها در مناطقی خارج از جنگل سر بر آوردند . تمدن در قدم اول به کشاورزی وابسته بود ونیازمند زمینی بود که شخم شود و درخت سایه بر آن نیفکند . مزاحمت درختان و ریشه دواندن شان در خاک ، مانع کشت و کار می شد . بدون ابزار آهنی هم،آباد کردن جنگل یعنی قطع درخت و کندن ریشه ها، غیر ممکن و لذا ابزار ساخته از آهن، لازمه کار بوده است. با فراهم آمدن آهن و وفور ایزار ساخته از آن، انسان توانست از عهده آباد کردن جنگل و مبارزه ای پیروزمندانه با درخت برآید . این فرصت تاریخی از چه زمان در دسترس بشر قرار گرفت؟ مشهور است که در عهد باستان قوم جنگجوی آشور که زمانی بین النهرین و مناطق غربی فلات ایران، محل تاخت
درویش علی کولاییان اخیراً کتابچه ای به چاپ رسید که نوبسنده اش استاد میرجلال الدین کزازی است .کتابچه به همت دوستان مازندرانی و در مجموعه ای تحت سرپرستی دکتر زین العابدین درگاهی منتشر شده است . نام آن « مازندران و دیوان » است۱ . استاد کزازی استاد برجسته دانشگاه است. او در صفحه آغازین کتاب در معنای دیو در فرهنگ ایرانی سخن میگوید و می نویسد که دیو در روزگاری نام خدا بوده است و در روزگاری دیگر نام شیطان . او می گوید : « داستان دیو در تاریخ و فرهنگ ایران ،داستانی است شگفت … دیو در روزگاری در معنی خدای به کار می رفته است و روزگاری دیگر ، در کاربردی به یکبارگی وارونه ، در معنای اهریمن . …»(ص۱۱) استاد ریشه این تناقض را در تفاوت روزگار پیش و روزگار پس از زردشت۲ می داند ، تا آن جا که ایران باستان را به دو
درویش علی کولاییان لغت نامه ها برای واژه درویش معنی های متفاوتی قائل می شوند . یادداشتی از مرحوم دهخدا ، درویش را اینگونه معنی می کند : سائل ، یعنی گدایی که با آوازی خوش ، که گاه پرسه زدن ، شعر خوانـَد . فقیران که گدایی کنند و در آن گاه به آواز خوش شعر خوانند و تبرزین بر دوش و پوست حیوانی چون گوسفند و شیر و امثال آن بر پشت و موی سر دراز و آویخته و موی ریش و سبلت نا پیراسته و ژولیده دارند ( لغت نامه دهخدا ) . همین لغت نامه در جایی دیگر و از قول لغت نامه های برهان و آنندراج اصطلاح « درویش سلطان دل » را اینگونه معنی می کند : اشاره به سرور کائنات است که پیغمبر ما صلوات الله علیه و آله و سلم باشد . جایی دیگر به روایت فرهنگ دهخدا، این بیت مولانا کنایه
دسترسی سریع
مقالات پر بازدید
در دانشگاه های کشور ، هنوز هم به
مِزاجِ دَهْرْ تَبَهْ شد در این بلا
معنای واژه تپور را ، درارتباط با اصطلاحات
مقدمه : همانطور که پیش از
طراحی شده توسط علیرضا مصطفوی