مازندرانی و زبان سنسکریت (هم مانندی درضمیر انعکاسی)
نگارنده خود گویشور زبان مازندرانی است و
دسته بندی مقالات
هر آنچه میخواهید جستجو کنید:
پربازدید تزین مقالات
نگارنده خود گویشور زبان مازندرانی است و
درویش علی کولاییان سال ها پیش (
در دانشگاه های کشور ، هنوز هم به
مِزاجِ دَهْرْ تَبَهْ شد در این بلا
درویش علی کولاییان اگر غزه را در
خانه » مقالات
درویش علی کولاییان ریشه یابی نام سه اثر طبیعی در مازندران موضوع این نوشتار است . دو اثر، یعنی دماوند کوه و سورت بسیار با اهمیت بوده به عنوان دو اثر طبیعی در سطح ملی به ثبت رسیده اند . اثر دیگر یعنی خطیر کوه در ردیف این آثار نیست ولی به دلیل غاری با اهمیت که در آن جا است جلب توجه می کند . ریشه نام دماوند کوه و خطیر کوه ،در نوشته های پیشین به همین قلم ، مورد اشاره قرار گرفت ولی ، با توجه به اهمیت آن ها، مجدداً ، در اینجا نیز به ریشه نام این دو اثر اشاره خواهد شد . دماوند کوه قدیم ترین اشاره به نام دماوند را ، با کمی تفاوت در کتیبه هایی مربوط به عصر ساسانیان می دانند . چنین واژه و حتی شبیه به آن در کتاب دینی پارسیان یعنی اوستا دیده نمی شود . مرحوم
مقدمه : همانطور که پیش از این گفته شد هدف ، تنظیم لغت نامه و یا فقط ریشه یابی واژه های کهن نیست بلکه هدف از تلاش های پژوهشی ما ،به چالش کشیدن بسیاری از انگاره های تاریخی است که به مازندران نسبت داده اند . انگاره هایی نادرست که نه تنها تاریخ مازندران ، بلکه جنبه هایی از تاریخ ایران را نیز به ابهام کشانده است . برای نمونه ، اظهار می کنند که ایرانیان خواندن و نوشتن را از دیوان و شیاطین فراگرفته اند ، صرف نظر از هرگونه تعبیر که بار مطلب می کنند ،این خود برآمده از همان انگاره های نادرست است. نامگذاری های اولیه چه در مورد دشت ها و کوه ها و رود ها و اماکن مختلف مازندران ،حتی گیاهان و درختان و جانوران، از سوی مردمانی مهاجرصورت گرفت . مردمانی کشاورز و دامدار و بازرگان که در قرون اولیه پیش از میلاد
جنبش ملی شدن صنعت نفت ایران سلطه غرب بر خاورمیانه را به چالش گرفت . ایران آن زمان از شرایط نوین در جهان و از قواعدی که غرب برای اداره جهان وضع نمود، سود جست و جهان را متوجه حق طلبی های خود نمود . شصت سال از آن ماجرا گذشت و تجربه ای گران ، اندوخته ملت ما شده است . اکنون اقدامی دیگر پیش روی ما است . این بار ملت ایران تجربه ای تلخ را دست مایه می کند تا بار دیگر در خاورمیانه ، سرمشقی تازه باشد . این بار نیز نفت ، سبب ساز تصمیمی بزرگ می شود . تجربه تلخ چه بود ؟ اواسط دهه هفتاد میلادی با افزایش تولید نفت و گران شدن روز افزون قیمت ، هیج کس گمان آن نداشت که ملت ایران مرحله ای خطرناک را تجربه می کند ،تجربه ای که منجر به بزرگترین اتفاق تاریخ خاورمیانه ، یعنی
مقدمه : امیری، گونه ای کهن از شعر و آواز مازندرانی است . مجموعه ای از این شعر از روی نسخی قدیمی در کتابی با نام «دیوان امیر پازواری۱» ،در سال ۱۳۸۴ به چاپ رسیده است . خواندن اشعار آمده در کتاب ساده نیست ، نظر به دشواری این کار، در صدد بر آمدیم با نشان دادن نکته هایی از عروض این شعر، به همراه اشاره ها به آوا شناسی زبان مازندرانی ، قرائت اینگونه شعر را برای خوانندگان علاقمند ،آسان تر کنیم . برای رسیدن به این هدف ، در این نوشتار شیوه قرائت پنجاه رباعی از بخش آغازین «دیوان امیرپازواری » آمده است . نکته های عروضی۲ شعر امیری چهار پاره است و هر مصرع از آن دوازده هجا را شامل است . این شعر از عروض فارسی تبعیت نمی کند. مثلا هجای اول در یک مصرع ، ممکن است با هجای اول در مصرع بعدی متفاوت باشد
درویش علی کولاییان مقدمه : مازندران امروز به لحاظ تقسیمات کشوری ناحیه ای است با مرکزیت شهرستان ساری , چندین شهر و شهرستان از جمله آمل که دارای جایگاهی تاریخی ویژه است . نام مازندران اما در اذهان مردم ، به لحاظ تاریخی و فرهنگی، وسعتی چشمگیرتردارد . تا به آن اندازه که گاه با طبرستان تاریخی برابر دانسته می شود . شاهدیم که در تقسیمات کشوری ، امروز مازندران، کوچک و کوچکتر از دیروز می شود ولی بر خلاف انتظار، این ناحیه دراصل و تا اواخر ساسانی، حتی به مراتب کوچک تر از امروز بوده است. نامی را که هرگز نباید به فراموشی سپرد، فرشواد گر۱ است . فرشواد گر روزگاری آذربایجان و طبرستان و گیلان را در خود جای می داده است. اما نکته این جاست که همین مازندران کوچک ، قلب فرشواد گر بوده است و از این رو است که بعد ها مازندران، طبرستان را
درویش علی کولاییان مقدمه : مازندران امروز به لحاظ تقسیمات کشوری ناحیه ای است با مرکزیت شهرستان ساری , چندین شهر و شهرستان از جمله آمل که دارای جایگاهی تاریخی ویژه است . نام مازندران اما در اذهان مردم ، به لحاظ تاریخی و فرهنگی، وسعتی چشمگیرتردارد . تا به آن اندازه که گاه با طبرستان تاریخی برابر دانسته می شود . شاهدیم که در تقسیمات کشوری ، امروز مازندران، کوچک و کوچکتر از دیروز می شود ولی بر خلاف انتظار، این ناحیه دراصل و تا اواخر ساسانی، حتی به مراتب کوچک تر از امروز بوده است. نامی را که هرگز نباید به فراموشی سپرد، فرشواد گر۱ است . فرشواد گر روزگاری آذربایجان و طبرستان و گیلان را در خود جای می داده است. اما نکته این جاست که همین مازندران کوچک ، قلب فرشواد گر بوده است و از این رو است که بعد ها مازندران، طبرستان را
درویش علی کولاییان مقدمه : این نوشته به سوء تفاهمی اشاره دارد که ممکن است برای عده ای از علاقمندان تاریخ مازندران نیز پیش آمد کند . یادداشت کوتاه یک هم ولایتی را نقل می کنم که خطاب به این جانب است : «با سلام و احترام ، مطالب علمی و دقیقی بیان کردید که جای تقدیر و تحسین دارد. ولی خواهشی که از شما دارم این شائبه را مطرح نکنید که مازندرانی ها مهاجرین هندی اند و یا کولایی ها کولی های مهاجر هندند. در مورد زبان مازندرانی جای تحقیق بسیاری دارد زیرا این زبان بسیار جامع و غنی است.» از هم ولایتی خودم و همه دوستان دیگر بخاطر اظهارات محبت آمیزشان ،تشکر می کنم و استدعا دارم در مورد بعضی نگرانی ها به مطلبی که به دنبال خواهد آمد توجه کنند . ۱- طبق نظر بسیاری از مورخان و زبان شناسان، مهاجرت تاریخی مردم آریایی قریب چهار هزار
مقدمه : با احتساب تعداد واژه هایی که در پی خواهد آمد، تا کنون پانصد واژه مازندرانی را نگارنده در نوشتار های متعلق به خود، مورد بررسی قرار داده است . پیدا است که انگیزه اصلی و هدف، تدوین واژه نامه نیست بلکه هدف این است که فرضیه های نادرست در مورد تاریخ مازندران باستان و درباره قومیت و زبان مردم آن به چالش کشیده شود ،همان فرضیه های نادرست که این جا و آن جا ، بر اساس پژوهش های محدود و حتی گاهی بی اساس عنوان می شود . برای رسیدن به هدفی که یاد شد، ریشه یابی تعدادی پرشمار از واژه های مازندرانی ، به دور از شیوه های عامیانه ، دنبال شد . تحقیقات میدانی که کشاورزی برنج و دامداری سنتی ( پرورش گاو جنگلی ) و شبکه های آبیاری و بطور اعم تاریخ شفاهی را در بر می گیرد و نیز جغرافیای تاریخی ،
درویش علی کولاییان مقدمه : کاربرد سه واژه گیل ، گیلک ،گیلکی در زبان عامه مردم مازندران و گیلان کم و بیش رایج است . برای نگارنده و برای همه آن ها که گویشور زبان مازندرانی اند، گیلک آن کس است که به زبان طبری یا مازندرانی تکلم می کند و گیلکی هم به معنای زبان مازندرانی است . در گیلان نیز، همین اصطلاحات با تاکید بیشتر، در ارتباط با زبان گیلانی و یا گیلانی زبانان به کار می رود . این ها و نظائر آن نه تنها از پیوند های نزدیک قومی و هویتی مردم شمال ایران حکایت می کند بلکه ما را با نشانه های مهمی از تاریخ فراموش شده مردم گیلان و مازندران و در نهایت ، ایران آشنا می سازد . پیش از آن که بحث حول این واژه ها را آغاز کنیم باید بگوئیم که واژه های تک سیلابی مثل گیل ممکن است در
درویش علی کولاییان تا کنون بیش از چهارصد و چهل واژه مازندرانی، مشترک با زبان سنسکریت را بر شمرده ایم . واژه هایی که قریب به اتفاق خاص زبان مازندرانی اند و در دیگر زبان ها در محدوده فلات ایران معمولاً به چشم نمی خورند . مقاله حاضر چهل واژه دیگر را مجدداً به جمع آن واژه ها افزوده می کند . ذکر این نکته لازم است که فونتیک واژه های سنسکریت در این جا هم مانند مقاله های پیشین، هاروارد – کیوتو است و معنای واژه های سنسکریت در مطابقت با فرهنگ « مونیر ویلیامز» ارائه شده اند . فرهنگ مورد اشاره ، از سوی دانشگاه کلن آلمان دیجیتال شده است . آقادار اصطلاح مازندرانی و گیلانی «آقادار» برای درختان مقدس به کار می رود . به نظر می رسد که این اصطلاح ، تاویلی از واژه سنسکریت دیو دار یا دِوِا َتارُ devataru به معنای
دسترسی سریع
مقالات پر بازدید
نگارنده خود گویشور زبان مازندرانی است و
درویش علی کولاییان سال ها پیش (
در دانشگاه های کشور ، هنوز هم به
مِزاجِ دَهْرْ تَبَهْ شد در این بلا
طراحی شده توسط علیرضا مصطفوی