مدنیت ایران غوطه ور در بحران
مِزاجِ دَهْرْ تَبَهْ شد در این بلا
دسته بندی مقالات
هر آنچه میخواهید جستجو کنید:
پربازدید تزین مقالات
مِزاجِ دَهْرْ تَبَهْ شد در این بلا
مهاجرت وسیع و تاریخی و در عین
معنای واژه تپور را ، درارتباط با اصطلاحات
رویدادی که شالوده مدنیت در ایران را
از ذهن جامعه شناسان
خانه » بایگانیها برای درویشعلی کولائیان » صفحه 6
در کف هر کس اگر شمعی بدی اختلاف از گفتشان بیرون شدی* بیش از یک هزار سال از آفرینش شاهنامه گذشت . این کتاب نه تنها یک شاهکار ادبی بلکه یک مرجع و یک منبع بسیار با اهمیتِ تاریخِ ایرانِ پیش از اسلام است . شاهنامه فردوسی امروز هم ، دست مایه شمار زیادی از نویسندگان است . شاهنامه پژوهان کوشیده اند و میکوشند راه تفسیر و یا تعبیر و یا گاهی هم تصحیح نسخ آن را در پیش بگیرند . تلاش این دسته از عالمان ، برایمان ارجمند است و ما آن را قدر می شناسیم اما آنجا که شاهنامه از مازندران سخن می گوید ، فقدان پژوهش های تاریخی سبب آن میشود که شاهنامه پژوه در آرای خود غالباً تصویری نادرست از مازندران باستان ارائه دهد . * مثنوی مولانا – قصه فیل در تاریکی
این نقد متوجه دوستانی است که با عنوان اقتصاددان در جامعه ما شناخته می شوند . همه با نام و نشانشان آشناییم . این گروه از عالمان هموطن ما ، راه فرار از مهلکه اقتصاد نفت را پس از سال های طولانی هنوز به مردم نشان نداده اند . آنها در انجام مسئولیت خود تقصیر می کنند و چه بسا ممکن است با خونسردی دیگران را تقصیر کار بدانند . اگر کمی صبور باشید نشان خواهم داد که در زدن اتهام به این عالیجنابان ابداً راه افراط نرفته ام . اول ، از همین یارانه آغاز می کنم : دولتی در کشور ما تصمیم می گیرد سهم کوچکی از عایدات حاصله از فروش ارثیه نقد مردم ؛ یعنی نفت و گاز را ماهیانه به حساب تک تک مردم با عنوان ” یارانه” واریز کند . شاهدیم اقتصاددانان ما در همان قدم اول عنوان نادرست یارانه از سوی دولت را می
جناب رییس جمهور اعلام نموده اند که سهم نفت در بودجه سال ۹۵ فقط بیست و پنج در صد است . این مطلب که ایشان گفته اند ، در اصل برخاسته از سوء تفاهمی تاریخی است .همان سوء تفاهم تاریخی که در مبحث حقوق مردم ،مناسبات مالی دولت و ملت ایران را ناروشن نموده است . روشن است که منظور رییس جمهور محترم این مطلب است که درآمد نفت ، متفاوت از درآمدهای مالیاتی است و طبیعتی متفاوت دارد اما اظهاراتشان ، نکته هایی را که در پی خواهد آمد ،برایمان مطرح می کند : اولاً ، میدانیم روزانه معادل حدود سه میلیون بشکه نفت و گاز استخراجی ، خرج مصارف داخلی است، سوال اینست که این سه میلیون بشکه در کجای محاسبات منظور شده و چگونه به حساب آمده است ؟ ثانیاً، این وضع مطلوب که رییس جمهور محترم به آن اشاره می کند، بر اساس انتخاب ما نبود بلکه
کارشناسان به اتفاق ، مبدا آمدن برنج به ایران را کشور هند میدانند . پرسش اینست که تکنیک نه چندان ساده کشت و کار برنج، کی و چگونه به مازندران رسید ؟ قابلیت های مربوط به آن آیا به تدریج شکل گرفت یا شالیکاران مهاجر رسم و رسوم کار را با خود به مازندران آوردند ؟ شواهد حاکی است که مهاجرت کشاورزانی از شمال شبه قاره هند به شمال ایران، پیامد اوضاع تازه بود . اوضاعی که در عصر سلوکیان واشکانیان بر ناحیه جنگلی شمال ایران، تاثیر خود را گذاشت . طی ده ها مقاله تاکنون نگاه ما به این موضوع و جوانب آن بود اما هدف این بار، بیانی است تا حد ممکن مختصر معطوف به مهاجرت و جابجایی مردمانی متمدن و شالیکار که در قرن های پایانی هزاره اول پیش از میلاد، از اقلیم جنگلی شمال هند به قلب جنگلهای شمال ایران آمدند ، همان که باعث
باور این نکته آسان است اگر بگوییم همه مورخان و نویسندگان جهان ، کلیله و دمنه را می شناسند و آنرا در جمع بزرگترین آثار در مقیاس جهانی به شمار می آورند . اما به واقع این شاهکار فرهنگی یعنی کلیله۱ به کدام سرزمین متعلق است ، ایران یا کشور هند ؟ باور این نکته آسان است اگر بگوییم همه مورخان و نویسندگان جهان ، کلیله و دمنه را می شناسند و آنرا در جمع بزرگترین آثار در مقیاس جهانی به شمار می آورند . اما به واقع این شاهکار فرهنگی یعنی کلیله۱ به کدام سرزمین متعلق است ، ایران یا کشور هند ؟ کلیله را به کشور هند نسبت می دهند چرا که مهمترینِ دلیل، نقل قول از زبان ایرانیان است. ایرانیان شهادت می دهند که آمدن این کتاب به ایران از کشوری بنام هند بوده است . اگر چنین است، چرا تا کنون نشانه یی از به
در اسطوره ها آمده است، ایرانیان خط را از مردمان دیو آموخته اند . خط و نوشتن ، از امتیازات اساسی فرهنگ محسوب گردیده ، ” دیومردم” نیز در نوشته ها و سروده ها به مازندرانیان اطلاق می شود : نخیزد زمازندران جز دو چیز یکی دیو مردم یکی دیو نیز (نظامی گنجوی ) زبان طعن آمیز پارسی گویان به هر دلیل که باشد،بازهم باید گفت که فرهنگ ایرانیان با فرهنگ مردم مازندران بستگی عمیق و پیوندی فوق العاده دارد . این پیوند را باید شناخت ، تاریخ پرفراز و نشیب ما نیازمند روشنگری است . سیاست در هر عصری ، تاریخ را به رای و به زعم خود روایت کرد ، بسیاری از مورخان ، به اقتضای سیاست و به میل سیاستمداران ،تاریخ را نوشته اند . راویان و مورخان آزاده نیز به آن نوشته ها تکیه می کنند و گاه ناراستی را در نمی یابند . ناراستی در
در این مقاله نظر پژوهندگان تاریخ مازندران را به چند واژه در زبان مردم مازندران که به لحاظ تاریخی با اهمیت محسوب می شوند جلب میکنم. این واژه ها عبارتند از : تتارستاق – دیوار وَز- عایشه کرگیل دِز – کلیجان رستاق – گَـگِه – گودار – لُوچُو ( ورزش کُشتی به شکل سنتی در مازندران ) – میروَزان به دو یا سه مورد از واژه های فوق پیش از این نیز اشاراتی آمده است . در این مقاله نظر پژوهندگان تاریخ مازندران را به چند واژه در زبان مردم مازندران که به لحاظ تاریخی با اهمیت محسوب می شوند جلب میکنم. این واژه ها عبارتند از : تتارستاق – دیوار وَز- عایشه کرگیل دِز – کلیجان رستاق – گَـگِه – گودار – لُوچُو ( ورزش کُشتی به شکل سنتی در مازندران ) – میروَزان به دو یا سه مورد از واژه های فوق
کتاب « کشف مازندران باستان » به قلم اینجانب و با تقریظ استاد دکتر منوچهر ستوده ، در ۳۲۴ صفحه قطع رقعی با جلد سخت، توسط نشر گلچینی منتشر گردید . محل ارائه کتاب درساری : فروشگاه قلم ، خیابان فرهنگ، روبروی استادیوم تختی. شماره تماس۳۳۱۱۱۶۴۰ – ۰۱۱
درویش علی کولاییان مقدمه : جستجو پیرامون مازندران باستان، پژوهشگر را وامیدارد که مازندرانی یا گیلکی۱ بداند ، اصطلاحات این زبان را در زمینه کشت و کار ، دامداری سنتی و جنگل خوب بفهمد ، زبان خارجی بداند، بعلاوه به تاریخ جهان باستان و تاریخ ایران، تاریخ هند و تاریخ یونان باستان و حتی تاریخ ارمنستان باستان آشنا باشد۲ .در آن صورت است که اومی تواند قدمی استوار به جلو بردارد . ما با نگاه به شیوه کشت برنج، که مدنیت مازندران۳ با آن آغازمی شود، بازهم بر نشانه های زبانی و فرهنگی تاکید کرده و می کنیم . آگاهی از فرهنگ سنتی کشت و کار برنج گامی مهم درجهت پی بردن به هویت تاریخی ــ فرهنگی مردم مازندران و جای پایی محکم است برای پژوهشگر تا او به سوی سر چشمه تاریخی فرهنگ مردم نگاهی روشن بیندازد . کشت سنتی برنج و واژگان مصطلح معیشت اصلی مردم مازندران برای
درویش علی کولاییان مقدمه : عکس العمل به اظهارنظر دیگران گاهی نه تنها لازم بلکه شرط ادب نیز هست . خصوصاً اظهار نظر در وب سایت ها ، گاه با سوالاتی جدی که به موضوع پژوهش های ما مربوط می شود . معمولاً سعی خواهیم کرد در همان جا و در همان وب سایتی که سوال مطرح است پاسخ ها داده شوند . اخیراً دو یادداشت از سوی اینجانب، هر کدام توجه به مطلبی جداگانه داشت، موضوع اول پاسخ به کامنت یکی ازکاربران ، ذیل مقاله ای از اینجانب، در سایت مازندنومه است و یادداشت دوم ، پاسخ به تقاضای دوستانه یکی از مدیران وب سایت بامداد ساری ، در مورد وجه تسمیه کوچه ی معروف به «بهرام اُتُر» و یا در زبان مردم ،«بـِرام تِر»، در بخش قدیمی شهر ساری. یادداشت اول : پیوستگی زبان تبری با زبانهای دیگر ایرانی در کامنت آقای پژمان خسروی از پیوستگی
دسترسی سریع
مقالات پر بازدید
مِزاجِ دَهْرْ تَبَهْ شد در این بلا
مهاجرت وسیع و تاریخی و در عین
معنای واژه تپور را ، درارتباط با اصطلاحات
رویدادی که شالوده مدنیت در ایران را
طراحی شده توسط علیرضا مصطفوی