مدنیت ایران غوطه ور در بحران
مِزاجِ دَهْرْ تَبَهْ شد در این بلا
دسته بندی مقالات
هر آنچه میخواهید جستجو کنید:
پربازدید تزین مقالات
مِزاجِ دَهْرْ تَبَهْ شد در این بلا
مهاجرت وسیع و تاریخی و در عین
معنای واژه تپور را ، درارتباط با اصطلاحات
رویدادی که شالوده مدنیت در ایران را
از ذهن جامعه شناسان
خانه » ایران و نفت » صفحه 4
از نیم قرن پیش تا کنون ، انباشتی روز افزون از مشکلات ، پیش پای ما مانده است و رفته رفته می رود به کوهی بدل شود . مشکل ، قبل از آن که به سیاستمداران نسبت داده شود ، به آن دسته از کارشناسان ربط پیدا می کند که به ظاهر مشعل علم اقتصاد را برای سیاستمداران بر سر دست گرفته اند ، کارشناسانی با نقش حساس در امور کشور، از برنامه ریزی گرفته تا امور بانکداری و بودجه ، آنها تکیه گاه مهم سیاستمداران در تصمیم گیری امور اقتصادی و اجتماعی کشورند . خبط ناخواسته این دسته از کارشناسان طی نیم قرن گذشته ، تاکید می کنیم طی نیم قرن گذشته ، به لحاظ مالی و اقتصادی ، دستگاه سیاست را در کشور به بیراهه سوق داده است . آن ها ناخواسته و بنا به الگویی کهنه ، شفافیت را از رابطه مالی دولت و مردم زدوده اند . گر چه دور
از شروع بهره برداری نفت در ایران ، یکصد و ده سال گذشت. در آغاز آنچه که از منابع نفت به بیرون کشیده می شد کم و ارزان قیمت بود . بی تردید چاه نفت نسبت به معادن دیگر امتیاز چندانی نداشت . بعد ها این وضع دگرگون ، حجم تولید چندین و چند برابر شد . قیمت هر بشکه نفت ده ها برابر و هزینه تولید فقط کسری کوچک از بهای نفت و گاز شد ، در نهایت منابع عظیم نفت و گاز ایران ملی و ثروت هنگفت ملت ایران شناخته شد . در تمام این مدت ، از ابتدا تا امروز ، یعنی از آن زمان که نفت به چشم اقتصاددانان نوعی محصول معدنی بود تا به امروز که در سایه تکنولوژی نوین جهان ، نفت و گاز ثروت نقد و میراث کلان مردم است ، اقتصاد دانان کماکان با پیروی از یک الگوی کهنه، تکرار می کنم یک الگوی کهنه ذهنی
خروش جوانان دانشجوعلیه حکومت شاه در مراکز دانشگاهی ، در دهه های چهل و پنجاه زمانی بالا گرفت که اندیشه ای چاره ساز از نگاه هوشمندان دور ماند و اوضاع آن زمان ، خشمی زودهنگام را با خود به میدان آورد . خوب به خاطر دارم چگونه هزینه کردن درآمدهای ارزی حاصله از فروش نفت توسط حکومت، هسته اصلی نارضایی دانشجویان بود و نا آرام شان می کرد . دانشجویان معترض و پشتیبانانشان فقط بخش ناچیزی از جمعیت ایران به حساب می آمدند ولی به خیال خود از سوی همه مردم یا به قول بعضی شان همه خلق ، سخن می داشتند ، کشور های بیگانه را در طمع منابع ملی خود می دیدند و واردات بی حد و حصر را ، خرید اسلحه فراوان و دادن اعتبارات هنگفت را به بعضی کشور ها در غرب نادرست می دانستند . موضوع شرکت نفت و کنسرسیوم نفت ،از پرآب و تاب ترین سوژه های اقتصادی و سیاسی در
بخش نخست این مقاله همانست که اول بار هفده سال پیش با عنوان ” نگرش سیستمی و ریشه یابی بحران ” *منتشر و در آن نشان داده شد که مهمترین مشکل اجتماعی اقتصادی ایران ، یک بحران سیستمی است. تلاش نگارنده آن هنگام فقط معطوف به ریشه یابی و معرفی بحران به خوانندگان بوده است . از آنجا که شاخص های امروز اقتصاد نشان می دهد که بحران کما کان ادامه دارد و راه برون رفت از آن هنوز پیدا نیست ، سعی نگارنده اینجا در بخش دوم ، ارائه پیشنهادی ویژه برای عبور از بحران است . بخش اول : نگرش سیستمی و ریشه یابی بحران تعریف سیستم: تعریف عام و جهانشمول و مورد قبول از سیستم چنین است: یک سیستم متشکل از عناصری با ارتباط متقابل است. تفکیک یک سیستم از محیط آن امری قراردادی است و وسیله ای است که ما انسانها به کمک آن شناخت پدیده های پیچیده جهان را در حوزه توانایی ذهنی خود قرار می
بیکاری شدید و نبود اشتغال برای بخشی مهم از نیروی کار ، نمایشگر نابسامانی اوضاع اقتصادی ایران است . این روز ها انتخابات ریاست جمهوری آغاز می شود و مثل همیشه سیاستمداران هر کدام راه حلی را وعده می دهند . آنها که با این قلم آشنایی دارند در یافته اند که نویسنده ، حل مساله به دست سیاستمداران را دشوار میداند و راه حلی که او نشان می دهد در قدم اول ، دگرگون شدن طرز نگاه اقتصاد دانان ایرانی به درآمد حاصله از منابع نفت و گاز ایران است . متاسفانه غفلت اقتصاد دانان ، از نیم قرن پیش تا کنون ، سیاست در ایران را با مصیبت روبرو ، سیاستمداران را در میدان اقتصاد با عدم توفیق مواجه نموده است ، بی آن که در این مدت حتی یک بار یک اقتصاد دان رسمی در کشور مورد مواخذه قرار بگیرد و یا آن که مواجه با یک نقد جدی باشد . روایتی تاریخی از سرگذشت امپراتوری روم را به خاطر آوریم که
* هر که ناموخت از گذشت روزگار نیز ناموزد زهیچ آموزگار در روزگار ما اقتصاد جهان با نفت گره خورده است. تولید و حمل و نقل که مهم ترین فعالیت های اقتصادی محسوب می شوند با رونق گرفتن استفاده از نفت ، نسبت به گذشته بسیار تحول یافته و در سایه این تحول چهره ای دیگر از تمدن بشرترسیم شذه است. می بینیم گذشته چه بود و روزگار امروز از برکت نفت چگونه پیش می رود . از طرفی بود و نبود نفت در سر زمین ها و کشورهای مختلف به یک اندازه نیست . میان کشورهای صاحب نفت و کشورهای بدون نفت تفاوت ها و تمایزهاست . پراکندگی ناموزون ذخائر نفت در سطح جهان حیرت انگیز است . قریب به ۶۰ در صد از ذخایر شناخته شده نفت ، در مناطق اطراف خلیج فارس و یا اگر دقیق تر بگوییم در خاور میانه نهفته است .وسعت این مناطق فقط چند در صد از وسعت کل جهان و این وضع، منطقه را از
این نقد متوجه دوستانی است که با عنوان اقتصاددان در جامعه ما شناخته می شوند . همه با نام و نشانشان آشناییم . این گروه از عالمان هموطن ما ، راه فرار از مهلکه اقتصاد نفت را پس از سال های طولانی هنوز به مردم نشان نداده اند . آنها در انجام مسئولیت خود تقصیر می کنند و چه بسا ممکن است با خونسردی دیگران را تقصیر کار بدانند . اگر کمی صبور باشید نشان خواهم داد که در زدن اتهام به این عالیجنابان ابداً راه افراط نرفته ام . اول ، از همین یارانه آغاز می کنم : دولتی در کشور ما تصمیم می گیرد سهم کوچکی از عایدات حاصله از فروش ارثیه نقد مردم ؛ یعنی نفت و گاز را ماهیانه به حساب تک تک مردم با عنوان ” یارانه” واریز کند . شاهدیم اقتصاددانان ما در همان قدم اول عنوان نادرست یارانه از سوی دولت را می
جناب رییس جمهور اعلام نموده اند که سهم نفت در بودجه سال ۹۵ فقط بیست و پنج در صد است . این مطلب که ایشان گفته اند ، در اصل برخاسته از سوء تفاهمی تاریخی است .همان سوء تفاهم تاریخی که در مبحث حقوق مردم ،مناسبات مالی دولت و ملت ایران را ناروشن نموده است . روشن است که منظور رییس جمهور محترم این مطلب است که درآمد نفت ، متفاوت از درآمدهای مالیاتی است و طبیعتی متفاوت دارد اما اظهاراتشان ، نکته هایی را که در پی خواهد آمد ،برایمان مطرح می کند : اولاً ، میدانیم روزانه معادل حدود سه میلیون بشکه نفت و گاز استخراجی ، خرج مصارف داخلی است، سوال اینست که این سه میلیون بشکه در کجای محاسبات منظور شده و چگونه به حساب آمده است ؟ ثانیاً، این وضع مطلوب که رییس جمهور محترم به آن اشاره می کند، بر اساس انتخاب ما نبود بلکه
استاندار مازندران اعلام می کند که در کشور نود درصد منابع به هـدر می رود . ۱ به خاطر آوردم هفده سال پیش اقتصاددان برجسته ای شبیه همین را می گفت . او اعتقاد داشت ، میزان بهره وری در ایران بسیار نازل است و به برآورد آن زمان او این میزان در حد پنج در صد بوده است . ۲ با کمی دقت تداوم طولانی این وضع برایمان جلب توجه می کند . سوال این است ، این وضع را چگونه تفسیر و یا توجیه کنیم ؟ مدیران و سیاستمداران امروز و دیروز را مقصر بدانیم یا ایرانی بودن و نوع مسلمانی مان را !؟ نگارنده این گونه پاسخ ها را نا روشن بلکه نادرست می داند . از نگاه او مسبب اصلی عاملی نوظهور است . عاملی نوظهور که به طرح آن پیش از این ،طبعاً نیازی نبود اما از بازی روزگار، ما امروز به مطرح نمودن آن نیازمندیم ، به قول فردوسی : چوگویی که
نازیبایی شتر را از قدیم شمرده اند .مثلاً اگر یکی بیاید و از زشتی لوچه اش بگویدمردم می گویند کجای کاری ، کجای شتر زیباست که لوچه اش نازیباست ؟ حالافرض کنید شتری با کوهان کج پیدا شود، حتماً انتظار دارید که شخص عیب جو اول همین عیب را ببیند ، اما اگر برخلاف انتظار اینطور نشد و او کوهان یک طرف افتاده را اصلاً تشخیص نداد ، آن زمان می گویید: آقای محترم شما اصلاً شتر شناس نبوده و نیستید و بعد با پوزش از حافظ شیرازی خطاب به او چیزی خواهید گفت مثل این : شتر شناس نه ئی جان من عیب ها اینجا است !! باری ، فقط از روی اتفاق نوشته ای را خواندم . نام نویسنده برایم آشنا بود . او هنوز جوان است و درس خوانده اقتصاد *. این باعث شد تا من به آن نوشته که نقد اقتصاد سباسی عنوانش بود بیشتر دقت کنم .
دسترسی سریع
مقالات پر بازدید
مِزاجِ دَهْرْ تَبَهْ شد در این بلا
مهاجرت وسیع و تاریخی و در عین
معنای واژه تپور را ، درارتباط با اصطلاحات
رویدادی که شالوده مدنیت در ایران را
طراحی شده توسط علیرضا مصطفوی