( چرا واژه های مشترک مازندرانی و سنسکریت فراوانند ؟) چهل واژه مازندرانی و مطابقت آن ها با سنسکریت
در کتاب “مازندرانی و سنسکریت کلاسیک ” به
دسته بندی مقالات
هر آنچه میخواهید جستجو کنید:
پربازدید تزین مقالات
در کتاب “مازندرانی و سنسکریت کلاسیک ” به
درویش علی کولاییان مقدمه : تمدن در
درویش علی کولاییان سال ها پیش (
در دانشگاه های کشور ، هنوز هم به
مِزاجِ دَهْرْ تَبَهْ شد در این بلا
خانه » ایران و نفت
کشورهای جهان که بیش از صدو شصت کشورند ،هرکدام مدنیت مربوط به خود را دارند و در تمدن خود زندگی می کنند . وقتی مثلاً صحبت از تمدن شرق و یا تمدن غرب میشود جوانب آن روشن نیست ، چرا که اصطلاح ” تمدن شرق” یا ” تمدن غرب ” حسب الظاهر برداشتی انتزاعی است و رکن سیاسی در آنها نا مشخص است . ولی اگر منظور “تمدن ” در یک کشور معین باشد ، وضعیت رکن سیاسی که از ارکان اساسی تمدن است، به روشنی قابل تشخیص میشود . معنای ” تمدن ” به اشکال گوناگون مطرح میشود از شهرنشینی گرفته تا معنا های دیگر که در متون مختلف روایت میشود . اما یک چیز مسلم است ، تمدن زمانی پایدار میماند ، که جمعیت قادر به دفاع از خود باشد. برای این مقصود تقسیم کار میشود، گروهی مدیریت و حکمرانی را بر عهده می گیرند و باقی جمعیت
هفته پیش نامه یی از سوی عده کثیری از اقتصاددانان و جامعه شناسان ایران خطاب به دولت منتشر شد . چنین نامه ها ده ها سال است که از سوی اقتصاد دانان و جامعه شناسان منتشر می شود اما ، متاسفانه هرگز این کار ها به نتیجه یی ملموس نرسیده است . قصور از کدام سو است ؟ دولت ها را مقصر بدانیم که راه خود را می روند یا منتقدان را که شاید به عمق مساله پی نبرده اند و آن را به درستی مطرح نمی کنند . خاطر نشان کنم مردم ایران نیز بیش و کم از محتوای چنین نامه ها با خبرمیشوند اما از کنار آن بی تفاوت عبور می کنند و بازتابی در میانشان نیست . گره کار کجاست ؟ نگارنده با وجود محدودیت رسانه یی ، در دهه های اخیر در مقالات متعدد۱ و در کتابی که به نام او منتشر گردید۲ سعی نمود تا
وجهی مشترک میان این چهار کشور وجود دارد ، آن وجه مشترک ، نارسایی فاحش منابع مالیاتی ، در پیش برد امور حکومتی است . منابعی هنگفت را این دولت ها از راههای غیر مالیاتی فراهم می آورند که به ظاهر منابعی از مالیه مردم نیست . به عبارت دیگر مالیه یی که این کشور ها به کمک آن اداره می شوند در اولین آن یعنی در غزه، بخش عمده اش با استفاده از کمک خارجی است . در دومی ، فروش نفت و گاز و چاپ و نشر اسکناس بی پشتوانه برای جبران کسری بودجه ، منابع لازم را برآورده می کند . در سومی فروش نفت و گاز، راه تامین منابع اصلی برای حکومت است . در آخرین و در چهارمین کشور کمبود منابع ، با فروش اوراق قرضه و افزودن بی حساب به حجم نقدینگی جبران میشود . این وضع طی دهه ها همچنان ادامه دارد .
از ذهن جامعه شناسان و اقتصاددانان ما هرگز خطور نکرد که ریشه بحران های لا ینقطع نیم قرن اخیر ایران عدول ما از تمدن است . مراد ما از تمدن ، معنای علمی آنست . همگان می پذیرند که رکن اساسی تمدن و شالوده اصلی آن ، رکن سیاسی است که مردم را با حاکمیت مربوط می کند . ارتباطی متقابل که در آن مردم هزینه می دهند و حاکمیت هزینه می کند . به اصطلاحی که امروز متداول است مردم خریدار تمدن می شوند . در بیعی که اتفاق می افتد مردم به ویژه آنان که مالیات مستقیم می پردازند ، از رقم بها در این معامله با خبرند . این ها که گفته شد در تمامی تمدن ها چه از نوع پیشرفته و چه از نوع عقب مانده ، جاری است . در صورت قطع جریان مالیه از سوی مردم ، قهراً هیچ تمدنی
مِزاجِ دَهْرْ تَبَهْ شد در این بلا حافظ ** کجاست فکر حکیمی و رای برهمنی ** پنجاه سال دست به گریبان بحران بی سابقه ای هستیم که ناشی از خلل پیش آمده در مبانی مدنیت ما مردم ایران است نه تنها در ایران بلکه در جهان ، این بحران بی سابقه است تا آنجا که ، در بایگانی تجارب ملل دیگر رد پایی از وقوع آن به چشم نمی خورد . بر اساس شواهد تنها پس از وقوع در ایران ، همین بحران در چند کشور دیگر نیز به وقوع پیوست و ناباورانه باید گفت کشور روسیه امروز نمونه یی از آن کشور ها است. این نوشتار مرثیه و نوحه برای دموکراسی نیست . اینگونه نیست و از قضا نگارنده در خیال خام دموکراسی سیر نمی کند بلکه در ماتم از دست رفتن مدنیت پیشا دموکراسی است . مدنیت پیش از دموکراسی برای ما ایرانیان تجربه قرن ها
رویدادی که شالوده مدنیت در ایران را به فنا کشاند ! بهمن ۱۴۰۱ – درویش علی کولاییان فراوانند میان ما آدم هایی که زیاد حرف می زنند، ماجرای سال ۵۷ را روشن نکرده ، رویداد های امروز را برایمان معنی می کنند . نه ماجرای امروز و نه ماجرا ی دیروز ، هیچکدام از زبانشان ، درست معنی نمی شوند . گویی که آنها طوفان در اقیانوس را به پرنده ها ربط می دهند ، یا که معلول شنای دسته جمعی نهنگ ها و ماهی ها تعبیر می کنند !! در مورد علت العلل بحران های اجتماعی اخیر ایران هیچ نمی گویند و چشمشان را به فنا شدن اصلی ترین بنیاد مدنیت در جامعه بسته اند ، فنا شدن بنیاد مدنیت جامعه ما ؛ همان رویداد است که سابقه آن به چندین سال قبل از انقلاب ۵۷ می رسد . متاسفانه بسیاری از کارشناسان اجتماعی و اقتصادی ، بی
اگر چشم بندی نیست پس چیست ؟ وقتی که رابطه مالی دولت و مردم مد نظر است به ویژه آنجا که مداخل ( یعنی تغذیه مالی حکومت توسط مردم )مطرح است و نه مخارج (یعنی هزینه ها توسط دولت یا حکومت ) ، صحنه به راستی تا چه اندازه شفاف است ؟ آنجا که دهش مردم به دولت و حکومت مطرح میشود موضوع تا چه اندازه شفاف است ؟ آیا مردم می دانند مالیه پرداختی شان به دولت مثلاً از سوی خانواری معین در سالی معین ، کدام حد و کدام اندازه است ؟ کدام اقتصاددان ایرانی را سراغ دارید به این پرسش پاسخ دهد ؟ در صفحه تلویزیون اقتصاددان خدابیامرزی را دیدم که اخیراً فوت شد . او خود را سوسیال دمکرات معرفی می کرد و در مصاحبه اش از دمکراسی سخن می گفت . با توجه به سابقه ای که از ایشان داشتم متوجه شدم و البته متوجه بودم ایشان چه اشتباه فاحشی از خود بروز می دهد
موسی غنی نژاد در مقاله اخیر خود در تجارت فردا ،برای آشکار نمودن ماجرای دکتر شریعتی پر بیراه نرفته است اما از بیراهه رفتن پیشکسوتان اقتصاددان خود و بیراهه ای که اوخود امروز در آن گام بر می دارد بی خبر است و آشکارا از آن غفلت می ورزد . موسی غنی نژاد در مقاله اخیر خود در تجارت فردا ، در آشکار نمودن ماجرای دکتر شریعتی پر بیراه نرفته است اما از بیراهه رفتن پیشکسوتان اقتصاددان خود و بیراهه ای که او امروز خود در آن گام بر می دارد بی خبر است و آشکارا از آن غفلت می ورزد . مساله را مثل همیشه تکرار می کنم و از ایشان می پرسم به کدام دلیل شما درآمدهای نقد و بسیار هنگفت نفت و گاز که در نیم قرن اخیر در ایران جایگزین بخشی مهم از مالیات مردم شده است را طبق الگوی کهنه تان کماکان درآمد
خدا می داند تا کی در انتظار باید ماند تا اقتصاددان ما دریابد سرچشمه مصائب اقتصاد ایران ، تعریف نادرست از درآمدهای نفت و گاز کشور است . فقط طبق عادتی مانده از گذشته ، اقتصاددان ما نفت و گاز را درآمد غیر مالیاتی دولت و حکومت در ایران می شناساند . اوغافل است طی نیم قرن گذشته و حتی امروز که صادرات نفت به دلیل دشمنی آمریکا متوقف شده ، درآمدهای حاصل از نفت و گاز ، برای دولت ، به دلیل شرایط استثنایی طبیعت ایران، متفاوت با دیگر منابع زیرزمینی مثل مس و آهن و طلا و نقره و غیره هست و میراثی نقد و بسیار کلان محسوب می شود . درآمد نقد حاصله از میراث نفت و گاز ، هر سال براساس قوانین موجود به خزانه و یا به صندوق دولت سرازیر می شود . نیم قرن است که مثل همین امروز ، جای مالیات مردم را
پرسشی سال ها از سوی اقتصاددانان رسمی کشور بی پاسخ مانده است . سوال اینست : عالیجنابان ! شما چرا درآمدهای نفت و گاز ملی شده ایران را که طی نیم قرن اخیر همیشه نقد بود و هنگفت ، به عنوان بخشی از مالیات مردم نمی شناسید ؟ چرا به رسمیت شناختن این مالیه عظیم به عنوان بخشی از مالیات مردم برایتان غیر ممکن است ؟ شما امروزهم مثل همیشه ، مالیه ای عظیم متعلق به مردم را که بخش اصلی درآمد های دولت و حکومت در ایران است ، چه در کلاس درس و چه در عمل ، درآمدی غیر مالیاتی قلمداد می کنید . چرا ؟ قدری اندیشه کنید تا از قید و بند یک عادت زیانبار و فاجعه آمیز خلاصی یابیم و شما تغییری مهم را برای میهن ما به ارمغان آورید . پرسشی سال ها از سوی اقتصاددانان رسمی کشور بی
دسترسی سریع
مقالات پر بازدید
در کتاب “مازندرانی و سنسکریت کلاسیک ” به
درویش علی کولاییان مقدمه : تمدن در
درویش علی کولاییان سال ها پیش (
در دانشگاه های کشور ، هنوز هم به
طراحی شده توسط علیرضا مصطفوی